تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى ) — صفحة 624

مساهمون:

ص٦٢٤

ذكر سلطنت يقاترينه دويم و آبادى اين بلد و افزودن آبادى اين بلد

در سنه 1806 مسيحى ، كه نوبت سلطنت « روسيه » به « يقاترينه دوم » رسيد و به امهات تدابير صايبه ، جهدى در آراستن ممالك و تعمير بلاد داشت ، به عرض او رسانيدند كه « حاجى ترخان » در مكانى واقع است كه اطراف ايل « تتر » و « قزاق » سكنى دارند و « بومى » و « غريب » و « شهرى » ، از بيم آسيب اينها متوحش و متزلزل‌اند ؛ خاصه فصلى كه اهل معامله آن‌چه از راه خشكى و دريا به اوطان خود برمىگردند ، شهر « حاجى ترخان » را خلقى بايد ، كه همه فصل ساكن آن‌جا باشند . فرمود جمعى كثير از مقصرين و محبوسين و كسانى كه زيست آنها در بلاد شمال مايهء فتنه بود ، به « حاجى ترخان » آوردند [ و ] براى همه خان [ ه ] هاى محكم ساختند و هريك را مايه معيشت دادند . به‌قدر يك ثلث بر جمعيت شهر افزوده شد . و حكم شد با ارباب معاملات و تجار ، رفق و سلوك را بيشتر مرعى دارند . و هم در عهد او « قرانتين » « 1 » ، كه در سرحدات رسم بود ، سخت شد . جهتش حدوث عارضهء « طاعون » بود ، كه هيچ‌گاه در هواى اين بلاد ، اثر « طاعون » ظاهر نمىشد . و با كمال احتياط و حبس مردم خارج در « سرحدات » ، قضاى مقدر بر سر عمل خود بود و خلقى بسيار هلاك كرد . عدد نفوس اين ممالك ، كه از اين عارضه به مهالك فنا پيوستند ، به حسب
هامش
( 1 ) . در اصل : فراختين ، به معناى قرنطينه .