مىآيد ، كه قدرى به طرف شمال مىآيد و بعد مشرقى مىشود .
به ملاحظهء اينكه در وقت طغيان ، آبى را كه به نهر مىريزد ، چندان قوت نباشد كه باعث خرابى شود و طرف اين نهر را كه در عظمت تالى رودهاى بسيار بزرگ است ، با چوبهاى بسيار ضخيم « 1 » ، با دقايق صنعت « نجارى » استوار نمود .
و 6 پل چوبى بسيار عريض و محكم ، كه از دو سمت راه پياده دارد و از وسط راه گارت « 2 » و كالسكه در معبر محلات ساخت .
يك بر هزار در عمارت و زمين اين شهر تفاوت به هم رسيد ؛ و چون قبل از اين « پستى » و « بلندى » شهر زباله بود ، از اين خاكها ، غالب پست و بلندىها [ را ] مسطح كردند . نيزارها « خشك » و هوا بر « امزجه » « 3 » سازگار شد .
فايدهء ديگر كه در حفر اين نهر ديدند ، اين بود كه هميشه بايست كشتىهاى آذوقه و ما يحتاج شهر در « اتل » بايستد و از آنجا اهل شهر به دشوارى حملونقل كنند . از تاريخ احداث اين نهر ، همهء كشتىها به محاذات خان [ ه ] ها مىايستاد و مردم هر جنس را به سهولت « بيع » و « شرى » و « حمل » و « نقل » مىكنند .
وجهى كه صرف « نهر » و « پلها » شده ، تخمين كردهاند [ كه ] 000 ، 000 ، 6 بود ، و پاره [ اى ] معتقدند كه اين كس مالى زياده از سه كرور حمل كشتى خود داشته [ و ] « صاحب مال » در كشتى مرد و اموال را او صاحب شد ، و الّا تاجر هرقدر متمول باشد ، به اين همّت نمىشود .
و « دار الشفا » « 4 » و « كليسا » يى نيز همين « 5 » كس در « حاجى ترخان » بنا كرده ، با موقوفاتى كه قرار داده ، بايد 000 ، 100 تومان ، كه 000 ، 000 ، 1 است ، خرج شده باشد ، و اگر در بناهاى او از اطراف نهر و پلها و دار الشفا و كليسا ، سالى خرابى زياد به هم رساند كه منافع « موقوفات » او وفا نكند ، از منافع شهر بايد مباشر ماليات در تعمير آنها « اقدام » و « اهتمام » كند .
هامش
( 1 ) . در اصل : زخيم
( 2 ) . گارى .
( 3 ) . مزاجها .
( 4 ) . بيمارستان .
( 5 ) . در اصل : به همين