تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى ) — صفحة 604

مساهمون:

ص٦٠٤
از آنها كيفيّت حدوث و سبب زلزله و حركت زمين را مستفسر « 1 » شدند ؛ گفتند : زلزله قسمى از آيات است و در غالب بقاع به وقوع مىپيوندد ، و اگر در زمينى واقع نشود ، بايد علّت طبيعى در آن جزء ارض عارض شده باشد . مىشود كه در اين بلاد ، « فرط برودت » سبب افتتاح مسامات « 2 » ارض و خلل و فرج « 3 » آن گردد ؛ يا در طبع اين زمين « ابخره » « 4 » يافت شود تا به تصاعد آن‌كه سبب زلزله است ، چه رسد . و در اين سال ، در بلاد « دار المرز » ، شديد شد كه بسيارى [ از ] نفوس ، به ديار فنا فرار كردند و 70 شهر از « بلاد روم » به قسمى خراب شد كه از خلق و عمارت آن نشان و سراغى نبود . بالجمله ، از اين حادثه ، به عمارات اين شهر اندك خرابى رسيد و چون حاكم « حاجى ترخان » در اين وقت مردى باكفايت بود ، روز به تعمير آنها مردم را آسايش داد و از اين تاريخ رسم شد كه در عمارات چوبى ، هرچه مفصل‌هاى عمارت است ، به آلات آهن شد ، وصل مىنمايند ؛ و هرچه آجرى و سنگى است ، با چوب و آهن . و از دقايق مردم‌دارى اين حاكم نوشته‌اند كه « غريبى » كه به عزم توطن اين ديار مىآمد ، او خود بىمطالبهء وجه ، خانه براى او بنا مىكرد . و چنان‌چه از غالب اتفاقات اين‌جا است ، اگر در خانه‌سوزى عام ، خانه [ اى ] از فقيرى مىسوخت ، خود درصدد غرامت بود و آبادى اين ساحت در حكومت او بىمنتها گرديد . غرباى بسيارند كه تاريخ توطن اجداد خود را به اين ملك ، به اين ملك ، به عهد او نسبت مىدهند .
هامش
( 1 ) . آن‌كه درباره مطالبى از ديگرى شرح و توضيح خواهد . ( 2 ) . مسامات( masamat )، سوراخ‌ها . ( 3 ) . سوراخ‌ها و گشادگىها . ( فرهنگ فارسى معين ، 2 / 1028 ) . ( 4 ) . بخارها .