هوا به اعتدال آمد ، « رزين » بر سر بىاعتدالى رفت و اجلى شد براى سكنه كنار « اتل » .
« رمه » و « غلّه » و « نقد » بسيار از يغما بذل لشكر كرد و به قدرى كه توانست ، در اجماع اتباع جد و جهد نمود و به شهر « سرسين » - كه 400 ورستى « حاجى ترخان » است - يورش برد [ و ] خزانهء آنجا را تصاحب كرد و به هلاكت اهل آن شهر امر نمود .
نوشتهاند اواخر سنه 1678 مسيحى ، « رزين » ، مايهء - « خرابى » و « قحط » و « غلا » و « قتل » اين بلاد بود ، گويا علّت كلى اين فتنه ، قرار نيافتن تذكرهء عبور بود در اين ملك ، و غالب اتباع « رزين » ، كسانى بودند كه تذكره نداشتند ؛ و از اين تاريخ به بعد ، به همهء ممالك « روسيه » ، برحسب لزوم ، تذكرهء عبور استقرار يافت ؛ و اگر كسى خود طالب « فتنه » شد ، نتوانست اينقدر خلق را مطلق العنان كند ، كه تعدى ايشان از شهرى به شهرى ديگر تجاوز نمايد .
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى ) — صفحة 602
مساهمون: هارون وهومن
ص٦٠٢