ذكر فتنه تيراندازان
در اين مدت 35 سال ، بر امن و آسايش مردم افزايشى « 1 » به هم رسيد ، و هوا چنان سالم شد كه اكثر « آجال » گويا به تأخير مىافتاد و مخلوق بسيار كم مىمردند ؛ كه ناگاه دور اختر طور ديگر اقتضا كرد .
[ مصراع ]
جاى درنگ نيست كه دوران كمانكش است .
عادت فتنهانگيزى تتر چون به التيام موقوف نشده بود ، در سنه 1707 [ مسيحى ] با 10 طايفه از « قزاق » كه در صفت تيراندازى دستى داشتند ، با قاضى القضات و پيشواى دين « روسيّه » ، كه در اين بلاد راه ارشاد داشت ، به عناد برخاسته « 2 » ، اختيار صيد ماهى و آب را كه منافع آن صرف معاش اهل عبادت و تعمير معبدها مىشد ، از « قاضى القضات » انتزاع نمودند .
حاكم با طايفهء مزبوره ، طريق مماشات سپرد و متعرض ايشان نشد .
[ مصراع ]
من نيز برآنم ، كه همه خلق برآنند .
ولى « قاضى القضات » مسئله را فورى و فوتى دانسته [ و ] مردم را در جنگ ترغيب نمود .
چندى آتش جدال فيما بين اشتعال داشت و هرروزه از ضعف قاضى به ظهور
هامش
( 1 ) . در اصل : فزايشى
( 2 ) . در اصل : برخواسته