مىرسيد و نفوس و اموال موفور به معرض تلف مىآمد و هنگامه بهقدرى قوى شد كه شهرى به لشكر خارج محتاج شدند و از پادشاه « صاحبمنصبى » و « سپاهى » آمدند و دفع اين فتنه به سعى آنها صورت بست .
چون عادت « روسيّه » است كه هركه فتنه را سبب شود ، دوست نمىدارند ، قاضى ، قضيه را دانست و مفقود الاثر شد و تيراندازان نيز خود هدف تير بلا شدند و رؤساى ايشان را با زنجيرهاى گران به « مسكو » بردند و اين فتنه را از فتنههاى عظيمه دانستهاند .
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى ) — صفحة 607
مساهمون: هارون وهومن
ص٦٠٧