تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى ) — صفحة 600

مساهمون:

ص٦٠٠
مشاهده چندان مكث كنند كه مرا از حضور بازدارند . » و خود به فرده ، شبانه ، چند پارچه چوب بر آن مكان تعبيه كرد و چيزى بر روى آن گسترده ، پيش از آن‌كه وقت دررسد ، خود را به سجاده رسانيده و به عبادت ايستاد . نظم
بگسترد سجاده بر روى آب * خيال است پنداشتى يا كه خواب
خواص او ، حالت او را به مردم نمودند و برحسب فرمودهء او ، درخواست كتمان اين سرّ را از هريك كردند .
« وَ جَعَلْنَا اللَّيْلَ لِباساً » .
« 1 » هنوز پردهء ظلمت شب به اين سر نهان او مىداشت ، كه خود را به سرمنزل اصلى رسانيد ؛ و اين مايهء ازدحامى ديگر شد . و از اين‌جا با جمعى موفور به طرف « سرتيس » « 2 » ، كه 50 ورستى « حاجى ترخان » است ، رفت . حاكم متحصّن شد و اعتنايى به افتتاح حصار نكرده و به غارت اكتفا كرد و باز به شهر « چارنير » عطف عنان نمود . امر آن‌جا را نيز از « نظم » و « آبادى » انداخت و از آن‌جا به رودخانه « به وزن » و قصبهء « كراسنىير » « 3 » كه 30 ورستى « حاجى ترخان » است ، عزم كرد . « خيلكوف » حاكم دانست كه « رزين » از اين صفحه نيز به غارت اكتفا مىكند و در محاصرهء او پائى نخواهد فشرد . روزى شمرد ، تا او از ساحت مزبور « 4 » و از آن‌جا به سمت شهر « اورال » رفت و آن شهر [ را ] براى زيست فصل زمستان به غلبه گرفت و آن سال به جدالى مايل نگشت و چهار فصل را در « اورال » به‌سر برد . سال ديگر ، استعداد خود را مقتضى توجّه به سرحدّات ايران ديد . نظم
اى قدم ننهاده هرگز از دل تنگم برون * حيرتى دارم كه چون در هر دلى جا كرده [ اى ]
هامش
( 1 ) . قرآن ( كتاب دينى مسلمانان ) - نبأ : 10 . ( 2 ) . استاريتسا( Staritsa )شهر كوچكى است در غرب رود ولگا ، در استان آستراخان روسيه ، روبروى شهر آختوبينسك( Akhtubinsk )و شمال شهر چارنير( Chernyy yar ). ( 3 ) . كراسنىيار( Krasnyyyar )شهرى است در كنار رود ولگا ، روبروى شهر ساراتوف( Saratov )در استانى به همين نام در كشور روسيه . ( 4 ) . در اصل : مزبور
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى ) — صفحة 600 | هارون وهومن