بالجمله فرمود از سمت « فرانسا » نيز شخصى را كه در اين صنعت يد طولانى داشت ، به « حاجى ترخان » آوردند كه اسم او « پاسنيت » بود و بسيار با مهارت . به اقتضاى مشيت خداوندى كه به آبادى اين زمينها قرار يافته بود ، 37 سال در « حاجى ترخان » زندگى كرده ، به مرتبه [ اى ] در اين صفت با مدرك بود ، كه از « بيد » كه در بىثمرى مثل است « عسل » مىگرفت و « خرما » را در « سرما » حفظ مىكرد . و العهده على الرّاوى .
پس از درگذشتن او ، طراوت باغها نقصان پذيرفت ، و زمان ملكهء عهد « يقاترينه ثانى « 1 » » ، [ در ] سنه 1772 ى مسيحى ، باز به ازدياد پيوست و باغها [ يى ] كه به ديوان خاص تعلق داشت ، عدد باغبانهاى آنها به 312 رسيد و عدهء همهء باغها 124 .
از ميو [ ه ] هاى اينجا ، كه امتيازش زياد است ، « انگور » و « سيب » ، قسمى از « امرود » « 2 » و « آلوبالو » است . « خربزه » و « هندوانه » و « بادنجان » و « خيار » و « كدو » ى اينجا ، با اقسام سبزىآلاتش از غالب جاها بهتر مىشود .
مىتوان گفت تالى « 3 » « ايران » است .
« گل سرخ صدبرگ » به كمال عطر و « بيدمشك » در نهايت خوبى [ و ] به اين وفور ، خاص اين زمين است .
هامش
( 1 ) . كاترين دوم( Catherine II )يا كاترين بزرگ .
( 2 ) . گلابى .
( 3 ) . دوم .