و ديگر اينكه پاره [ اى ] از اين « ارامنه » از نسل « غيكان » بودند ، و لهجهء ايشان « تركى جغتائى » بود و آشنائى زبان ، سبب ديگر شد در رفع « مسافرت » و « وحشت » .
بالجمله ، ديگر « تتر » را قوت مخالفت نماند . زمانا بعد زمان ، اين ملت به رواج پيوست و اين « فناواسى » پيشواى دين ، مردى « زيرك » و « باهوش » بود ، و در « سياست مدن » بسيار تدابير مستحسنه داشت ؛ خود از پادشاه خواهش نمود كه براى هر مذهب « معبدى » ساخته شود و به اهل هر مذهب به مرتبه [ اى ] در « عبادت » و « حقپرستى » ترغيب مىكرد كه هريك گمان مىكردند كه اهل مذهب ايشان است .
به قول « روسيّه » ، تكميل اين مذهب و رواج كلّى آن در « تاتارستان » عهد « پتر كبير » شد كه او « يكم » نام را به پيشواى مردم اينجا تكليف فرمود ، و خود نيز در عزيمت به سمت « قفقاس » ، از اين صفحه گذشت .
كار « مسيحيان » روزبهروز رونق گرفت و اين در سنه 1716 مسيحى بود . و در همين سال ، « پقهچف » « 1 » قزاق ، با لشكر گزاف روى به اين صفحه نهاد ؛ اما به اين خاك نرسيده ، به آب تدبير ، تير آتش « پقهچف » فرونشست و شوكتش بر باد رفته ، او را مغلولا [ و ] در قفسى از آهن به پتربورغ فرستادند .
ذكر فتنهء ديگر ؛ « آترىبيوف » نام « مجهول المذهب » ، از پيشواى ملت كه در « مسكو » مسلم بود ، خواهش كرد كه به يكى از شهرها ، به پيشوائى دين منصوب « 2 » شود . او نپذيرفت . « آترىبيوف » از « مسكو » بيرون آمده و به دعوى سلطنت جمعى از « تتر » را با خود همداستان كرد .
[ مصراع ]
گنه گر مىكنى ، بارى « كبيره » .
اسباب « تجمّل » فراهم آورد و چند روزى به گردش [ در ] « تاتارستان » و همعهد كردن خلق و سياحت « 3 » بلاد و تهيهء اسباب فتنه ، تفرّج كرد . در اين اثنا پادشاه « روسيّه »
هامش
( 1 ) . يمليان ايوانوويچ پوگاچف( Yemelyan Ivanovich Pugachev )سردار قزاق ( 1724 - 1775 م . ) كه بر عليه حكومت مركزى روسيه شورش كرده و موفق شد قلعه « يايبيتسك » و شهر اورنبورگ را فتح و به اتحاد دزدان دريايى ولگا ، دهقانهاى فرارى ( سرخها ) ، قزاقها و سربازان فرارى دست يازيد و حتى توانست سپاه « بىبيكف » ( اعزامى از پايتخت ) را شكست دهد ، اما « سوروف » وى را شكست داده ، در قفس گذاشته و در پى محاكمهاى طولانى ، به دستور « كاترين » اعدام گرديد . او از قهرمانان ملى قزاقها بوده و روز اعدامش ( 10 ژانويه 1775 م . ) را گرامى مىدارند .
( 2 ) . در اصل : منسوب
( 3 ) . در اصل : سياهت