در وضع و موضع حاجى ترخان
در سنه 1582 ى مسيحى ، از دربار سلطنت « روسيه » به « چرىمسىنارو » كه در اين ملك « حكومت » داشت ، حكم شد كه براى گذاشتن آلات حرب و زيست مستحفظ آنها ، در يكى از مواضع مرتفع شهر كه نزديك رود « اتل » باشد ، قلعه [ اى ] محكم بنا كند و رسم عمارت قديمه - كه زير زمين ساخته مىشد - موقوف و خان [ ه ] ها و كوچه و محلات و دكّاكين و خانات و ديگر ملزومات شهر « حاجى ترخان » ، به طريق ساير شهرهاى « روسيه » بنا شود ؛ و مكانها [ يى ] كه ممر « طغيان آب » و محل « خطر » [ براى ] اهالى شهر بود ، به نوعى سد گردد كه خلق از غايت اطمينان در آن مكانها عمارت بنا كنند .
و در اين بلاد ، رسمى است قديم ، كه « مهندس » و « معمار » در وضع و استحكام ابنيه « عادت » و « دقتى خاص » دارند و چون در مدرسهء علوم جغرافيا و هندسه درس كامل خواندهاند ، مىبايد در عمارات ، نكات و دقايق اين دو علم را بهكار ببرند .
پس قرار وضع « قلعه » بر موضعى افتاده ، كه در ازمنهء قديمه « محكمه خوانين تتر » و از ساير اراضى اين ساحت « رفيعتر » بود . و اين « تل » در كنار « اتل » واقع شده ، طولش 225 شرن و عرض آن 175 شرن ، كه هر « شرنى » 3 ذرع متعارف روسى است .
« شرن » ، به فتح « سين » و كسر « را » و سكون « نون » ، 3 « ارش » روسى است و هر « ارش » از « ذرع » ايران ، يك چارك كم است .
و نظر به ضيق فضا ، طريق بنا را منحصر ديدند به قلعه [ اى ] مشتمل بر 8 برج ، كه