نبايد گفت ، مگر آهسته . و از « بروج قلعه » نيز كسى سر بيرون نكند ، مگر آنكس كه من امر كنم . »
چون چنين كردند ، دشمن به تصور اينكه اهل « قلعه » ، بىهنگام راه فرار جسته باشند ، دو فرقه شدند : يكى به طمع « اسير كردن فراريان « 1 » قلعه » متفرق شدند به ساحات اطراف ، و فرقهء ديگر بىاحتياطانه « نردبانها » به ديوار قلعه گذاشتند كه به « قلعه » روند و اموال [ را ] غارت كنند .
[ نظم ]
قوت پروازم اين صياد ، چون سوى تو نيست * آنقدر نالم ، كه سوى « آشيان » آرم تو را
همينكه از ديوار قلعهگيان به افروختن نايرهء « توپ » و « تفنگ » دست برده و از طرف ديگر از درواز [ ه ] ها نيز بيرون آمده ، تمامى ايشان را مقتول و مجروح [ كرده ] و هم در آن ساعت مجموع آلات جنگ و اسباب فرقهء مخذوله « 2 » به تصرف اهل قلعه درآمد .
على الصباح ، همه بيرون آمده ؛ به حكم « حاكم » در معابرى كه فرقهء ديگر « تتر » بايست معاودت كنند ، « مردمان كارديد » و « مستعد » نشسته ، و پاره [ اى ] به تعاقب آنها رفته ، همه را دستگير كردند .
ذكر انتشار اين فتح و آمدن ارامنه به عزم توطن [ در ] اين بلاد
پس از رفع اين غايله و شكست فاحش كه به بقية السيف « 3 » « تتر » رسيد ، مردم اطراف به نظم و امنيت « حاجى ترخان » اميدوار شده و يقين كردند كه ديگر دست فتنه به دامن اين شهر نخواهد رسيد ؛ و « تتر » ، بالتمام « فقير » و « رعيت » شدند .
از دور و نزديك ، بعضى به عزم « توطن » و جمعى به قصد « تجارت » ، راه « حاجى ترخان » گرفتند و غير از « ارامنه » كه بيشتر آمدند ، باز خانوار زياد جمع شدند و « تاتار قرم » - كه به اين « تاتار » مغايرت داشتند - به اعتماد دولت « روسيه » آمدند .
اهل « بخارا » و « خراسان » و « ملتان » « 4 » از راه دشت و « ايرانى » از راه دريا ، مال التجارهء
هامش
( 1 ) . در اصل : فرارى
( 2 ) . خواركرده شده ، زبون گرديده .
( 3 ) . كسانى كه از ضرب شمشير فاتحان نجات يافتهاند ، بازمانده سپاه پس از هزيمت ، بقيه ، مانده .
( 4 ) . مولتان( Multan )شهرى است در شرق پاكستان و مركز استانى به همين نام ، در كنار رود چناب( Chenab )از شعبات پنجاب( Punjab )، كه در سال 1998 م . 441 ، 182 ، 1 نفر جمعيت داشته است .