هر برج گنجايش 3 توپ [ را ] داشته باشد ، شبيه [ به ] برجهاى قلعهء مسكو . و چون اين بنا در مشرقى رود واقع است ، برجهاى مشرقى را آن وقت كه هنوز از « تتر » احتياطى بود ، وسيعتر بنا كردند كه وقت ضرورت ، در فوق و تحت آن 100 نفر زيست داشته باشند .
سنگ و ساير آلات عمارت را از ابنيهء مخروبهء قديمه فراهم كردند ، زيرا كه يكى از خصايص اين خاك است كه سنگ [ در آن ] هيچ يافت نمىشود ، از ولايت « حاجى ترخان » پادشاهنشين « آجر » و « سنگ » مىآوردند .
4 دروازه بر « قلعه » مقرر گشت .
آنكه مشرقى است ، زير برج سرخ و متصل است به كليساى اعظم ؛ و اين كليسا از عجايب ابنيه است و به مرتبه [ اى ] ارتفاع دارد ، كه در 70 ورستى « حاجى ترخان » پيداست و به « سابار » مشهور است . گويند بناى اين « كليسا » بر پايهء « مسجد » ى است كه « حاجى ترخان » در قلعهء مزبور ساخته بود .
شمالى ، دروازهاى است كه به « نيكولاايسكى » موسم است و « نيكولا » يكى از پيشوايان دين « مسيحى » بود ، كه در سر اين دروازه كليسائى كوچك ساخته [ بود ] .
مغربى ، دروازهاى است به طرف رودخانه .
و جنوبى ، دروازهاى است معروف به « ژيتانيه » ، كه به « ميدان ژيت » متصل است .
در 1692 مسيحى ، قلعهء مزبوره به اتمام رسيد و آبادى قديم ، بيشتر طرف مشرقى قلعه بود . بعد از آنكه مواضع طغيان آب انسداد يافت ، از همه سمت « عمارات عاليه » بنا شد و آنقدر در استحكام « قلعه » و « عمارات » دقت بهكار رفته ، كه در هيچ حادثه خللى به اركان آن نرسيده و از حالت اصليّه تغيير نيافته [ است ] .
بعضى [ از ] مورخين گفتهاند ، اول كسىكه از جانب پادشاه به تسخير و تعمير « حاجى ترخان » مأمور شد ، « مرين منشيك » بود ، كه پس از تسخير و تعمير به اين تفصيل خواست اطراف را به اطاعت آورد ، به قتل رسيد . و پسر او از طرف « پادشاه » بر مسند حكم نشست .
طايفه [ اى ] در قتل اين پسر نيز اتفاق كردند [ و ] به اعتماد تقويت خوانين « قبچاق » و جماعتى كه به « تيراندازان زرين » معروف بودند ؛ و اينبار كمر به خرابى اين ديار بسته ، بىخبر به سر حاكم و ارباب منصبى كه از دربار پادشاه « روس » مأمور نظم « حاجى ترخان » بودند ، ريخته ، معارف « روسيّه » نشانه تير بلا شدند و يوسفنام كه
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى ) — صفحة 586
مساهمون: هارون وهومن
ص٥٨٦