تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى ) — صفحة 568

مساهمون:

ص٥٦٨
اجازه و رخصت رئيس ، به « مكّه مشرفه » شتافت . نظم
اى ساكنان كوى خرابات ، همتى * من مىروم به « كعبه » ، شما را دعا كنم
در معاودت ، از اين‌كه اعتناى پيش را از بزرگ خود نديد ، به عزم ثابت ، از كوچكى او سرباز زد و خود به رأسه در پى حفظ « ستور » و « اتباع » دستور خود افتاد و قلعه [ اى ] براى مأمن خويش ساخت و به « حاجى ترخان » و يا « طاهر خان » ، كه اسم او بود ، موسوم كرد . بعضى از « تتر » معتقدند كه « اشتر » نام « تتر » كه مردى متمول بود ، وقتى به طريق عبور به اين مكان رسيد و جائى بس « خوفناك » به نظر او آمد ، زيرا كه كاروانيان هميشه اين‌جا از تعدّى « تتر » ناگزيرند و « گريزگاهى » براى ايشان نيست . بر ذمّت خود گرفت كه بار ديگر به اين مكان مىرسد ، براى عابرين « جائى » بنا كند . نيت او صورت وقوع يافت و « خانى » « 1 » بزرگ و محكم و وسيع ساخت [ و ] به « اشتر خان » اسم گذاشت كه « كاروانسراى اشتر » باشد ؛ و اين لفظ نيز به كثرت استعمال « هشتر خان » مشهور شد ، چنان‌چه در « السنه » جارى است . بنده ، خود در كتاب « تاتاريه » ديده‌ام [ كه ] « حاجى ترخان » نوشته بودند . و علت اين كه بعد از انهدام پىدرپى ، باز به حليهء « 2 » آبادى آمده ، تا اين عهد كه در نهايت آبادى است ، اين است كه منفعت تجارتى در اين مكان به اسهل وجه ممكن است . جريان رود « اتل » در كنار اين شهر ، و اتصال [ به ] دريا و تعمير سفاين و وفور امتعهء هر بلد ؛ كه هرچه از بلاد « روسيه » براى اين بلده مىآيد ، زمستان بر روى « اتل » است ، كه راهى است « وسيع » و « منجمد » ، و [ در ] تابستان ، با كشتىها كه در شعبات « اتل » جريان دارد ، و هرچه در ساير بلاد براى ملك « روسيّه » مىآيد ، قطع نظر از راههاى خشكى ، كشتىهاى پربار تجارتى دريا ، على الاتصال در تردّد است . و ديگر ، صيد اقسام ماهىها كه در بلاد « روسيّه » قوت غالب است ، بيشتر از صيدگاههاى اين‌جا است ، در جاهايى كه شعبات رودخانه به دريا مىپيوندد . و ديگر ، اعتدال اين مكان ، نظر به ساير شهرهاى « روسيّه » ، كه اين‌جا اقسام ميو [ ه ] ها به عمل مىآيد و در ساير امكنهء « روسيّه » ، از فرط « برودت هوا » ميوه يافت نمىشود .
هامش
( 1 ) . خان( Xan )، كاروانسرا . ( 2 ) . زيور .
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى ) — صفحة 568 | هارون وهومن