تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى ) — صفحة 565

مساهمون:

ص٥٦٥
تا [ در ] سال 1300 م از ميلاد ، فرقه [ اى ] از « تتر » ، از « دشت قبچاق » « 1 » ، كه در شرقى « بحر خزر » سامان داشتند ، به جناب شمال دريا آمده و در موضع قديم « حاجى ترخان » ، كه 70 ورستى شهر « بالين‌كور » بود ، بناى قلعه بر زمينى كه فى الجمله « مرتفع » است و حالا كه محكمه شهر بر آن موضع واقع است ، گذاشتند ؛ و اين خان هم به « استره » موسوم بود ، يا « استرى » . در هرصورت ، بناى مزبور به اسم او شايع شد ؛ و نظر به كمال آراستگى ايل و حشم خوانين « خزريّه » و « تتر » ، عبور و مداخلهء خود را به اين ساحات مشكل مىديدند و « استره خان » مدت‌ها در اين ديار « اقتدار » داشت ؛ و به قولى « ولايت محروسه » او چندان وسعت گرفت و طول مساحت به هم رساند ، كه ابناى « استراباد » « 2 » و « استر خان » و « استراپل » - كه نزديك « مسكو » است - و « استاره » « 3 » [ را ] كه از محال « تالش » است و فيما بين اينها مسافت كلى است ، به او نسبت مىدهند . و العلم عند الله . تا اين‌كه طايفهء « روس » قوت گرفتند و درصدد تسخير بلاد افتادند . بعضى به طريق « سياحت » به اين بلاد آمدند و تفتيش احوال « خلق » و « آبادى » اين‌جا [ را ] مىكردند ، اما از آثار قديمه و آنچه « جغرافيون » نوشته بودند ، اثرى نديده ، و متفكر بودند كه شهر قديم ، كه نزديك دريا و آخر رود « اتل » بود ، كجاست . هريك حدسى مىزدند و اكثر يقين كردند « 4 » كه آن شهر را دريا خراب كرده [ است ] ، و پاره [ اى ] به طرف « تموتركن » كه به « تيمور خان شوره » شهرت دارد ، رفتند ، و فرض كردند كه « حاجى ترخان » آنجا است و از آن‌جا به شهر « بالين » كه برآمده ، به همين خيال بودند ، تا از بناى تازهء « حاجى ترخان » و ايل و حشم « استره خان » مستحضر شدند . پس از آن ، در تدبير تسخير « محروسه » افتادند « 5 » . بر اختلاف اقوال ، تا 150 يا 200 سال ، گاه‌گاه ، فيما بين لشكر « روسيّه » و « استره خان » و اعقاب او نزاع بود ؛ و [ در ] سال 1500 ميلاد ، « بطىتتر » ، كه مردى
هامش
( 1 ) . قبچاقqebchaq )يا( Kipchakدشت و ناحيه‌اى بود در شمال درياى خزر تا « تاتارستان » ، كه طايفه تركان منسوب به آن را قبچاقى مىگويند . سلجوقيان در آغاز در اين منطقه به گله‌چرانى مشغول بودند . هنگام تقسيم ممالك چنگيزى ، اين دشت به فرزندان « جوجى » رسيد و خود « جوجى » و پسرش « باتو » در آن زندگى مىكردند . ( فرهنگ فارسى معين ، 5 / 4831 ) ( 2 ) . گرگان امروزى . ( 3 ) . آستارا كنونى در استان گيلان . ( 4 ) . در اصل : كرده ( 5 ) . در اصل : اوفتادند