پيوست نيسان به اينها نقصانى رسد ، صلاح آن است كه آنچه به كار است ، به كنارى گذاشته شود ؛ بل به كتابى ثبت گردد ؛ خاص عكفه اعلى . « 7 »
قبول حضرت او تا كدام مىافتد ، هم در آن جايگاه منيع ، « 8 » « غث » « 9 » از « ثمين » « 10 » جدا گردد و « ذمّ » يا « تحسين » شنيده آيد .
هرگاه از منسوجات ديگران ، به تغيير عبارت « تلبيسى « 11 » » رفته باشد ، خود در معرض مؤاخذتى به خامهء بيگناه سياستى نيست . صدق حديث علم اللّه .
آنچه بيان آن سبب تشويق خاطر ، بلكه موضوع مسئله شد ، بيشتر از معلومات جمعى است كه به شمع عقل فيض روح القدس يافته ، و شبه آفتاب در ساحت « 12 » عالم بارها بر گرد تودهء اغبر « 13 » تابيدهاند ، و چون ماه ، هيچگاه از كسر و كمال « بدر » و « هلال » سرنتابيدند .
[ نظم ]
چو بيت المقدس « 14 » درون آفتاب * رها كرده ديوار بيرون خراب
حفظ مراتب هيچ ندانند ، بلكه هيچ دانند ، نه در صدرى اعتكاف جويند و نه از صف النعالى « 15 » استنكاف دارند .
[ نظم ]
دمادم شراب الم دركشند * اگر تلخ نوشند ، دم دركشند
و گويند 4 چيز از 4 چيز سير نگردد :
[ 1 ] « مرد » از « هنر »
[ 2 ] « چشم » از « نظر »
هامش
. پراكنده كردن ، ولخرجى ، فاش كردن راز .
( 7 ) . هموغم خود را معطوف كردن به امرى ، خود را وقف چيزى كردن ، معتكف شدن در جايى .
( 8 ) . استوار ، محكم ، بلند ، رفيع ، عزيز .
( 9 ) . لاغر ، سخن تباه .
( 10 ) . ثمين يا سمين( Samin )، فربه ، كلام استوار .
( 11 ) . تلبيس( talbis )، فريب ، حيله ، مكر ، كذب ، دروغ ، خدعه ، ريا .
( 12 ) . صحن خانه ، حياط ، ميانسراى .
( 13 ) . اغبر( aqbar )، گردآلود ، خاكى . به « گرگ » و « سال قحطى » هم گفته مىشود .
( 14 ) . بيت المقدس يا قدس ( خانه پاك ) ، شهر تاريخى و باستانى اورشليم( Jerusalem )به معناى شهر صلح كه در عبرىYerushalayimخوانده مىشود ، پايتخت سرزمين مقدس بوده و در سال 2004 م . 512 ، 701 نفر جمعيت داشته است .
( 15 ) . صف النعال ، يعنى كفشكن ، انتهاى مجلس .