تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى ) — صفحة 429

مساهمون:

ص٤٢٩
تجاوز از حد به كريمه
« فَاقْطَعُوا أَيْدِيَهُما » ،
بر من ايراد گرفت و گفت : اندر سر آن روى كه در سر دارى ، در محافل صحبت از منتخب نكاتت نفايسى كه پراكنده مىشد ، حافظه‌ات از حادثهء فراموشى به من استعانت مىجست و استعانت مىكرد . [ مصراع ]
گرت معاونتى دست مىدهد ، درياب .
و من نيز به حقوق نعمت ، ضبط و ربط آنها [ را ] واجب مىشناختم ، كه وقت ضرورت « خجلت » نبرم ؛ و اين خود جرمى نيست كه موجب تعزيز شرع مىشود . دو شعر از قصيدهء « حكيم افضل الدّين خاقانى » ، « 1 » كه در جواب « رشيد الدين » « 2 » گويد ، به مناسبت مقام برخواند : [ نظم ]
هر گهر كز طبع تو دزديد سمع * هم بر آن كلك و بنان خواهم فشاند ايزد دم كى دست فرمايد بريد * كانچه دزديدم ، همان خواهم فشاند
ديگر مجال عتابم نماند ، كه راه « جواب » بسته بود . به بهانه « مرور » ، سر به زير انداختم . همه لئالى « 3 » منثور ديدم ، كه از غايت لطف ، واسطهء عقد نه پيوسته طمع فطريم چون هيچ نديده و كوتاه ديده ، به تصاحب آنها اغوا مىنمود و انصاف كسبى از شئامت « 4 » تقصير و شنعت « 5 » تبذيرم « 6 » هشيارى مىكرد و مىگفت : پيش از آن‌كه از
هامش
( 1 ) . افضل الدين بديل ابراهيم بن على خاقانى شروانى ، شاعر نامدار سده ششم هجرى ، در سال 520 ه . ق . در شهر « شروان » جمهورى آذربايجان به دنيا آمد . تخلص او در آغاز « حقايقى » بود . وى مداح خاقان منوچهر شروان شاه بوده و به حسان العجم نيز ملقب مىباشد . به دلايل مختلفى به زندان افتاد و 8 ماه در « رى » ( 569 يا 570 ه . ق . ) زندانى بود . قوت انديشه او در تركيب الفاظ و ابداع معانى و ابتكار مضامين تازه و وصف و تشبيه كم‌نظير است و صاحب سبك در قصيده فارسى مىباشد . سرانجام در سن 75 سالگى در سال 595 ه . ق . درگذشت و در مقبرة الشعرا شهر « تبريز » دفن شد . آثار وى عبارتند از : 1 . تحفة العراقين 2 . ديوان اشعار 3 . منشآت 4 . ختم الغرايب . ( آتشكده آذر ، 1 / 149 - 194 ؛ از سنايى تا سعدى ، 84 - 85 ؛ تاريخ ادبيات در ايران ، 2 / 776 - 794 ؛ تاريخ گزيده ، 728 - 730 ؛ اثرآفرينان ، 2 / 309 - 310 ؛ تذكرة الشعرا ، 88 - 94 ؛ حبسيه در ادبيات فارسى ، 74 - 87 ؛ دانشمندان آذربايجان ، 129 - 132 ؛ رياض العارفين ، 188 - 191 ) . ( 2 ) . رشيد الدين اسد شروانى ، ممدوح خاقانى است . اين شاعر ترك‌تبار پارسىگوى در مرثيه وى اشعار جانسوزى دارد . ( ديوان خاقانى شروانى ، تصحيح سجادى ، 868 ) . ( 3 ) . در اصل : لآلى ، جمع لؤلؤ ، يعنى مرواريدها . ( 4 ) . در اصل : شآمت ، مأخوذ از « شآمة » عربى ، به معناى شومى ، بدفالى ، نكبت . ( 5 ) . زشتى ، بدى .