تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى ) — صفحة 431

مساهمون:

ص٤٣١
[ 3 ] « ارض » از « مطر » « 1 » [ 4 ] « سمع » از « خبر » . از من كه در مدارك نظر ، تارك همه‌چيزم و از مبادى خبر فاقد فلس و بشر ، استدراك فوايد و استدلال عقايد مىكردند . « و ما اغنى الشّموس عن الشموع » . هرگاه در مظنونات خود بر طبق سؤال ايشان جوابى مىگفت ، ضميمهء معلومات خود مىنمودند . اگر عرض اصلى اين بنده به استبصار « مطالب مخصوصه » انحصار نمىداشت ، اين نسخه بر اصلى مترتب مىگشت و فصلى از ديگر « تحقيقات » ايشان نيز پرداخته مىشد . « لعلّ اللّه يحدث بعد ذلك امرا » . مسائلى كه در اين وجيزه ذكر مىشود ، من حيث المجموع ، « 2 » بر مقدمه و دو حرف و خاتمه اختتام يافت : مقدمه ، در آفرينش موجودات و ترتيب سلسلهء اسباب و ربط عوالم مواليد . حرف اول ، در وضع كرهء ارض و كشف « اراضى » و « بحار » و تقسيم و تجزيهء ارض مكشوف . حرف دويم ، در بناى « حاجى ترخان » و كيفيت عمارت و استيلاى « روسيه » به اين بلد . مقدمه ، ذكر بعضى از آداب و قواعد جاريه روسيه و عدد نفوس اين ممالك .

حكايت

يكى مىگفت چه مىشد كه عبارت نسخه نيز به حسن بيان ، كه عادت طبع « مترسلان » « 3 » است ، آراسته بودى ، و دو فائده در كتاب درج آمدى : يكى : تفرج خاطر ناظران از « بدايع الفاظ » [ و ] ديگر : نزهت « 4 » و نشاط ضمين از « نوادر معانى » . گفتم : اين « التزام » كه گفتى ، وقتى پسنديده است كه مرا نيز به اين فن علاقتى يا سر اظهار « فضل » و « بلاغتى » باشد .
« كَفى بِاللَّهِ شَهِيداً » ،
« 5 » كه از اين تتبع « 6 » ناقص نادمم و كلك مرا چون نى ، ناله‌هاى « 7 » سوزناك به زبان است .
هامش
( 1 ) . مطر( matar )، باران . ( 2 ) . روىهم‌رفته . ( 3 ) . مترسل( motarassel )، دبير ، منشى . ( 4 ) . نزهت( nozhat )، پاكى ، خوش و خرمى ، پاكدامنى ، گردش ، نامى است زنانه . ( تداول عامه به كسر نون( nezhat )گفته مىشود . ( 5 ) . قرآن ( كتاب دينى مسلمانان ) - ابراهيم : 43 . ( 6 ) . تحقيق ، جست‌وجو كردن . ( 7 ) . در اصل : نالهاى
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى ) — صفحة 431 | هارون وهومن