[ 3 ] « ارض » از « مطر » « 1 »
[ 4 ] « سمع » از « خبر » .
از من كه در مدارك نظر ، تارك همهچيزم و از مبادى خبر فاقد فلس و بشر ، استدراك فوايد و استدلال عقايد مىكردند .
« و ما اغنى الشّموس عن الشموع » .
هرگاه در مظنونات خود بر طبق سؤال ايشان جوابى مىگفت ، ضميمهء معلومات خود مىنمودند . اگر عرض اصلى اين بنده به استبصار « مطالب مخصوصه » انحصار نمىداشت ، اين نسخه بر اصلى مترتب مىگشت و فصلى از ديگر « تحقيقات » ايشان نيز پرداخته مىشد .
« لعلّ اللّه يحدث بعد ذلك امرا » .
مسائلى كه در اين وجيزه ذكر مىشود ، من حيث المجموع ، « 2 » بر مقدمه و دو حرف و خاتمه اختتام يافت :
مقدمه ، در آفرينش موجودات و ترتيب سلسلهء اسباب و ربط عوالم مواليد .
حرف اول ، در وضع كرهء ارض و كشف « اراضى » و « بحار » و تقسيم و تجزيهء ارض مكشوف .
حرف دويم ، در بناى « حاجى ترخان » و كيفيت عمارت و استيلاى « روسيه » به اين بلد .
مقدمه ، ذكر بعضى از آداب و قواعد جاريه روسيه و عدد نفوس اين ممالك .
حكايت
يكى مىگفت چه مىشد كه عبارت نسخه نيز به حسن بيان ، كه عادت طبع « مترسلان » « 3 » است ، آراسته بودى ، و دو فائده در كتاب درج آمدى : يكى : تفرج خاطر ناظران از « بدايع الفاظ » [ و ] ديگر : نزهت « 4 » و نشاط ضمين از « نوادر معانى » .
گفتم : اين « التزام » كه گفتى ، وقتى پسنديده است كه مرا نيز به اين فن علاقتى يا سر اظهار « فضل » و « بلاغتى » باشد .
« كَفى بِاللَّهِ شَهِيداً » ،
« 5 » كه از اين تتبع « 6 » ناقص نادمم و كلك مرا چون نى ، نالههاى « 7 » سوزناك به زبان است .
هامش
( 1 ) . مطر( matar )، باران .
( 2 ) . روىهمرفته .
( 3 ) . مترسل( motarassel )، دبير ، منشى .
( 4 ) . نزهت( nozhat )، پاكى ، خوش و خرمى ، پاكدامنى ، گردش ، نامى است زنانه . ( تداول عامه به كسر نون( nezhat )گفته مىشود .
( 5 ) . قرآن ( كتاب دينى مسلمانان ) - ابراهيم : 43 .
( 6 ) . تحقيق ، جستوجو كردن .
( 7 ) . در اصل : نالهاى