تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى ) — صفحة 424

مساهمون:

ص٤٢٤
« رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي وَ يَسِّرْ لِي أَمْرِي وَ احْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسانِي يَفْقَهُوا قَوْلِي » .
« 1 »

[ استقبال كارمند روس ]

و در اين ساعت ، يكى از معارف روسيّه ، بر طبق شروط « معاهدهء دولتين كاملة الوداد » ، « 2 » به تهنيت ورود آمد . « و نحن سكوت و الهوى يتكلّم » . هزارگونه « سخن » در دهان و لب « خاموش » . چون به مبالغه حرمت كلاه از سر برداشت ، با خجلت بيگانگى از زبان گفتم : مجازات اين « حرمت » و « ادب » پيش « عجم » رسم نيست ، زيرا كه غايت « فروتنى » و « نياز » ما نزد خداست و خداوند . و در اين مقام ، دانشمندان اديب ما ، بر « كلاه » ، دستارى نيز ترتيب دهند و پيش ساير ابناى جنس ما ، كلاه برداشتن ، كنايتى است از بىديانتى . [ مصراع ]
كه در شريعت ما بيش از اين گناهى نيست .
به حسن معذرت ، تحسين كرد كه نكته [ اى ] بس دقيق بود . او برفت و من به تدارك باقى ايام « مترجمى » خواستم . يك چند جواب حرف به زبان « مترجم » حوالت مىرفت . ديدم در توجيه سخن ، توليد « فتن » « 3 » مترتب است ، يا « معنى » از حوصلهء « لفظ » تزايد داشت ، يا در مطلب چنان « دقيق » بود كه به جزئى « تصرف » ، عيب دوروئى و ده‌زبانى مىيافت . [ مصراع ]
افشاى راز « خلوتيان » خواست كرد شمع .
« مترجم » را عذر خواستم [ و ] « معلم » خواستم . به حكم آن‌كه وقتى در سلك اهل كلك « 4 » بودم و با « لوح » و « دفتر » انس و الف بود و ماه هلالى خط روسى را چون خط نوخطان اين خطّه به حليهء حسن بياراست ، ولى همه عارى از حليّهء ربط و ناطقهء
هامش
( 1 ) . طه - 25 تا 28 . ( 2 ) . داراى دوستى تام ، بهين دوست . اصل دولت كاملة الوداد آن است كه دو دولت طرفين عهدنامه به موجب يك ماده توافق مىكنند كه اگر در آينده يكى از آنها به دولت يا اتباع دولت ثالث امتيازى بدهد ، طرف ديگر قرارداد خودبه‌خود از آن استفاده كند . ( 3 ) . در حاشيه سمت چپ آمده است : « فتن : جمع فتنه‌ها » . ( 4 ) . كلك( Kelk )، قلم ، هر نى ميان تهى .
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى ) — صفحة 424 | هارون وهومن