تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى ) — صفحة 419

مساهمون:

ص٤١٩
رسم « وظيفه » است و وظيفهء ايشان دعاگويى . « استغفر الله فى كلّ يوم سبعين مرّة » . « 1 » مراحل عمر ، مقارن سنين « اربعين » است ، « 2 » هوس مسافرت عرض ستّين و « تاتارستان چين » ام نيست . نظم
طلايع ضعف قد اغارت على القوى * و ثار بميدان المزاج قطام
مرا از نوايب دهر جراحت‌ها بر دل ريش است . [ مصراع ]
جراحت ديده ، از بو مىگريزد .
بوى نافهء « چين » و مشك « تتار » ، دل مجروح را مايهء خرايش آزارى است ، و با طايفهء « ترسا » « 3 » بريك « استل » « 4 » و « ميز » دست در كاسه كردن و با « اسقف » عزيز « تلاش » و « تلواسه » « 5 » نمودن ، از كسى شايسته است كه ناموس « دين » از ناموس « مشركين » نداند ، فرق « فرقان » « 6 » و « انجيل » نكند ، با شمع « مريم » ، قطع سبيل « 7 » نمايد . نظم
به من نامشفق‌اند آباى علوى « 8 » * چو « عيسى » زان ابا كردم ز آبا
از سياقت سخن خيره شده ، به خنده افتاد . [ بيت ]
نگاه گوشهء چشمى و خنده زير لبى * از اين دو گشت مرا صد هزار مسئله حل
دانستم بساط صحبت برچيده است . عرض عبارت عذب « 9 » و ملايمت لفظ را در
هامش
( 1 ) . توبه - 80 . ( 2 ) . مجد الملك در سال 1224 ه . ق . به دنيا آمد و در اين زمان - يعنى سال 1264 ه . ق . - دقيقا 40 ساله بوده است . ( 3 ) . ترسا( tarsa )كه در پهلوىtarsakيعنى « ترسكار » گفته مىشد و ترسنده . در اصطلاح به پيروان دين عيسى مسيح ، يعنى مسيحيان ( نصرانىها ) اطلاق مىگردد . ( 4 ) . استل( Stele )، ستون سنگى يادبود ، ستون ، پايه . ( 5 ) . تلواسه( talvasa )، تالواسه ، اضطراب ، بىقرارى ، اندوه . ( 6 ) . قرآن . ( 7 ) . راه . ( 8 ) . افلاك و ستارگان ، سبعهء ستاره . ( 9 ) . عذب( azb )، خوشگوار ، پاكيزه ، آب خوش ، گوارا . نزد فصحاء به كلام و سخنى گفته مىشود كه لفظ آن سلس و غير كريه بر ذوق باشد يا روان و خوش و بيان .