تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى ) — صفحة 418

مساهمون:

ص٤١٨
نظم
امشب اى شمع اگر نسوزى تو * از براى كدام روزى تو ؟
هنوز سطرى به پايان نرسيد و تمهيدى « 1 » از عنوان سخن نشد ، كه يكى از دوستان قديمم از در درآمد و افسرده خاطر . نظم
يريد المرء ان يعطى مناه * و يا بى الله الا ما يشاء
گفت : به جرم آن‌كه شكرشكر و شرنگ شكوه به‌هم آميختى ، و در فنون ادبيّه فصاحت نشناختى ، اين‌بار فلك گردنده با هجوم نجوم و حشر اختر گرد سرت مىگردد و ايستاده ، كه تا اقصاى « ختن » « 2 » پرتو تاختن آود و آمادهء سفرى سخت باش . نظم
سفر « كعبه » به صد جهد به‌سر بردم و رفت * سفر « دير مغان » است دگربار مرا
گفتم : « به كدام جانب ؟ » گفت : « به بلاد شمال ؟ » گفتم : « به تجارت ؟ » گفت : « به سفارت » . كه سود اين ، با مساعدت بخت فرّ و اقبال است و آن را جز طمع فراوانى مال و فرط و بال هيچ نيست . از استماع اين سخن ، رأى امتناعم نماند كه روى راه از طرف « نعال » « 3 » به « صدر » بود و به سمت « شرف » و « قدر » مىرفت ؛ ولى تصور بعد ديارم ، بر سر « عار » و « انكار » و « توبه » و « استغفار » مىبرد . نظم
و كنت فتى لارتضى البعد ساعة * فكيف و قد مرّت على شهور
و آن‌گاه پروردگان نعمت قديم ، همين‌كه توفيق « كعبه » يابند ، ارزاق ايشان به
هامش
( 1 ) . تمهيد( tamhid )، آماده كردن ، آراستن ، مقدمه چيدن ، زمينه‌سازى ، مقدمه‌چينى . ( 2 ) . ختن( Xotan )، شهرى بود در تركستان شرقى ( سين كيانگ / تركستان چين ) . گاهى هم به تمام اين منطقه اطلاق مىشد و چين شمالى را ختا مىگفتند . در نوشته‌هاى اسلامى مراد از ختا و ختن ، چين شمالى و تركستان شرقى است . ( 3 ) . نعال( ne ? al )كفش‌ها ، پاافزارها ، پايين اتاق ، آستان ، درگاه .