هم در اينحال كه سنهء 1264 [ ه . ق . ] بود ، شاهنشاه عادل باذل « 1 » دريادل « محمد شاه غازى » « 2 » از سرير « 3 » مدوعه « 4 » به سرر موضوعه « 5 » عزّ انتقال جست . - طاب ثراه و جعل الخلد مخلده و مثواه - ؛ « 6 » كاين جهان خرد « 7 » بود و مرد ، بزرگ و با « جلال » طبع روى به آن عالم نهاد و اين عالم چند روزى يتيم ماند .
نظم
دستگاه شرع بود ، اما « محمد » دور از او * بارگاه « عدل » بود ، اما « انوشروان » « 8 » نبود
نخست امّ القراى خلافت « 9 » از مخالفت جمهوريان به پناه ملكهء زمان « امّ الخاقان » « 10 » گريخت ، و در حريم كفاف او ، دولت عفاف يافت . در مديح او شعرى از « عرب » ، به خلاف جمهور ، در ديار « عجم » مشهور كرد .
نظم
و لو كان النساء به مثل هذا * لفضّلت النّساء على الرّجال
هامش
( 1 ) . باذل( bazel )، بذلكننده ، بخشنده .
( 2 ) . غازى( qazi )، كسى كه در راه دين با كافران جهاد كند ، پادشاه جنگجو و جنگطلب . پادشاهى كه به قصد اشغال سرزمينها و قتل عام و خونريزى و كشتار و ويرانى و غارت اموال مردم و كتمان ظلم و ستم و استبداد در داخل كشور ، به سرزمينهاى همسايه و گاه دوردست يورش مىبرد .
( 3 ) . سرير( Sarir )، تخت پادشاهى ، اورنگ ، مسند .
( 4 ) . مودعه( moaddaa )، به امانت گذاشته شده ، سپرده شده .
( 5 ) . موضوعه ، نهاده شده ، ساخته شده ، وضع شده . سرر ( سريرها ) موضوعه ، كنايه از مرگ ، تابوت و گور و دنياى ديگر ( براساس باورهاى دينى ) است .
( 6 ) . طاب ثراه ، جمله فعلى دعايى است كه پس از ذكر نام مرده بر زبان رانده مىشود ، به معناى پاك و پاكيزه باد خاك او . جعل الخلد المخلد و مثواه ، يعنى جايگاه ، مقام و منزل او در بهشت ( مكانى كه براساس باورهاى دينى افراد نيك به آنجا مىروند ) جاودان باد .
( 7 ) . در اصل : خورد
( 8 ) . انوشروان( Anusharvan )، انوشيروان ، كه در پهلوى( Anoshakruvan )ناميده شده و به معناى داراى روان جاويد ( انوشه ، يعنى جاودان ، ابدى ) است و لقب خسرو اول ( پادشاهى : 531 - 579 م . ) ساسانى ملقب به عادل و دادگر است ، در هرصورت ، دوران پادشاهى وى با جنگهاى بىپايان با دولت روم و مهاجمان شرقى و قتل عام مردم ايران ، روم و همسايگان و نظامى شدن مملكت و قتل عام مخالفان سياسى ( نظير مزدك ) و كشتن برادرانش در ابتداى سلطنت توأم بوده است .
( 9 ) . مادر شهرها و آبادىها . لقب شهر مكه در عربستان سعودى . در اينجا مراد شهر تهران است .
( 10 ) . ام الخاقان ، لقب مهد عليا ، يعنى « ملك جهان خانم » دختر « محمد قاسم خان » ، همسر محمد شاه و مادر ناصر الدين شاه قاجار است ، كه در 16 سالگى ( 1235 ه . ق . ) با پسردايى خود ، يعنى محمد شاه ( سومين شاه قاجار ) ازدواج كرد و در زمان مرگ همسر نالايق ، فاسد ، مستبد ، بيمار ، صوفى مشرب و جنايتكارش ، به مدت 100 روز حكومتى تماميتخواه و مستبدانه بر ايران داشت . ( شرح حال رجال ايران ، 4 / 326 - 327 ؛ تاريخ عضدى ، 244 )