تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى ) — صفحة 378

مساهمون:

ص٣٧٨
« روغن » و « پنير » را مىفروشند . تا آن‌گاه كه مصرىها به سودان آمده [ و آن را ] متصرّف شدند ، اسلحهء اهالى سودانيه عبارت از « شمشير » و « ساطور » و « نيزه » و « تير » و « كمان » و « دبّوس « 1 » ميخ‌دار » بود . بعد ، از مصرىها استعمال « تفنگ » و « تپانچه » را ياد گرفته ، از آنها تيراندازتر شدند . باروت ساختن و گلوله ريختن را هم آموختند . آن‌گاه . . . « 2 » تلّ الكبير به ظهور پيوست ، به‌قدر 000 ، 10 نفر از شورشيان اعرابى « 3 » با صاحب‌منصبان قابل و اسلحه و جبّه‌خانه كامل گريخته ، به سودانيان پيوستند و هر فرقه عسكريّه مصرىها كه شكست خورد و « توپ » و « تفنگ » و « تپانچه » و « فشنگ » و كلّى « ادوات ناريّه » به دست شورشيان سودانى افتاد ، مىتوان گفت كه امروز در دست سودانيان 000 ، 50 قبضه تفنگ ته‌پر مصرى و 62 عراده « 4 » توپ « كروب » و « ويدوورت » و « متراليوز » موجود است . بنابه اطلاع مخصوص ما ، اگر متمهدى 5 سال با 000 ، 50 نفر قشون تيراندازى بنمايد ، « مهمّات ناريه » و « فشنگ فلزى » داشته است . تمام اهالى سودان صاحبان قد و قامت و قوى البنيه و داراى سرعت سير و حركت‌اند . اگرچه « لاغرى » و باريكى ساق و ران آنها ، نظر و دقت مسافرين را جذب مىنمايد ، ولى از اين عجب‌تر است كه همان « 5 » ساق‌هاى نازك و باريك ، با جمازه « 6 » مسابقت دارد . اگرچه مردم اغلب اغلب قبايل « قبيح المنظر » و « كريه المحضر » است ، به نظر مىآيند ، امّا خيلى « جرى » و « جسور » و « غيور » و « سريع السير » اند و يك قسمت عمدهء اهالى سودان اصلا از مهاجرين قبايل حجاز هستند ، كه روى اين قسمت [ از ] اهالى مثل بشرهء حجاريان است ، ولى اينها از حجازيان سياه‌رنگ‌ترند . از مشاهير سيّاحين دكتر شيون فورت آلمانى در « سفرنامه » خود مىگويد كه قبيله [ اى ] از زنگيان در سودان موجود است ، كه لب و بينى آنها متناسب [ بوده ] و ابدا به جنس زنگى مشابهت ندارند . گويا كه از مردمان خوش‌منظر جنس قفقاز را با مركب رنگ كرده ، داخل سياه‌پوستان نموده‌اند .
هامش
( 1 ) . دبوس( dabus )، گرز آهنى ، عمود آهنين ، چوبدستى ستبر كه سر آن كلفت و گره‌دار باشد . ( 2 ) . سفيد گذاشته شده است . ( 3 ) . در اصل : عرابى ( 4 ) . در اصل : اراده ( 5 ) . در اصل : همآن ( 6 ) . جمازه( Jammaze )، شتر تيزرو .