در كوههاى آفريك معادن آهن بسيار است .
اعراب سودان اين معادن را هم به كار انداخته ، به يك عمليّات خيلى ساده ، « آهن » را صاف كرده ، ادوات زراعيه و آلات قطّاعه و حربيّه و حلقهها [ را ] به جهت زينت مىسازند .
از حيوانات اهليه « اسب » و « شتر » و « گاو » از شمار بيرون [ و ] گلهگله مىچرند .
قيمت يك « گاو » از 15 هزار الى 2 تومان است .
از حيوانات وحشيه « فيل » و « شير » و « پلنگ » و « يوز » و « زرّافه » و « شترمرغ » از حد بيرون است .
ازرت « 1 » عمدهء سودان ، بسته به شكار اينهاست .
تمامى اهالى سودان مصر « مسلم » و « مالكى مذهب » اند .
از مذاهب « اماميه » هم جمع قليلى يافت مىشود .
مثل ساير وحشىهاى آفريك ، آفتابپرستى در سودان مصر ديده نشده است ، اگرچه از اهالى قصبات تا به يكمرتبه « علوم شرعيه » و « اطوار مدنيه » نمودار مىشود ، ولى تمامى اهالى قرا « بدوى » و عربان سيار نيموحشى هستند .
در ميان مردمان عربان كمتر آدم ديده مىشود كه بارى به يك لنگ ستر عورت نمايد ، امّا تمامى زنان با يك پارچه « كرباس » ستر عورت مىنمايند .
خانههاى اعراب باديه خيمهوارى « از « نى » ساخته [ شده ] و از خارج و داخل با « گل » پرداخته شده است ؛ امّا خانههاى « دهات » و « قصبات » از خشت خامى كه از « گل » و « كاه » زده مىشود ، هرمى الشّكل ساخته و مثل كلبههاى اعراب از داخل و خارج با يك گل سفيد پرداخته شده است .
اغلب خوراك اهالى سودان « ذرّت » « 2 » و يك نوع « سيبزمينى » از جنس « سيب زمينى فرنگى » است ، كه وزن هريك دانه آنها از 5 من شاهى كمتر نيست .
همين سيبزمينىهاى خودرو را اعراب باديه از زمين بيرون كرده ، در آفتاب خشكانيده و در هاونهاى مخصوص كوبيده ، مثل آرد نگاه مىدارند . در هنگام لزوم ، با آب و روغنى كه از يك نوع « مورچهسوارى » مخصوص به افريك جوشانده گرفتهاند ، خمير كرده ، در زمين نان پخته ، كسر اشتها مىنمايند .
« ماست » ، « پنير » ، « روغن » ، « قيماق » ، « سرشير » و غيره هم مىسازند . فقط
هامش
( 1 ) . ازرت ، كلمهاى است نامفهوم .
( 2 ) . در اصل : زرّت