تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى ) — صفحة 268

مساهمون:

ص٢٦٨

سه‌شنبه ، 18 جمادى الاخر 1314 [ ه . ق . ]

حسب الاحضار حضرت و الا ، شاهزاده « حكمران » به « دار الحكومه » رفتم [ و ] بعضى تحريرات كردم . نواب و الا « عبد الجواد ميرزا » - كه مأمور تعمير سيم تلگراف است در اين بين ، تلگرافى براى حضرت « و الا » آورد ، كه دستخط تلگرافى از جانب اعلىحضرت همايونى و مشعر بر معافى جناب اجل « ميرزا على اصغر خان امين السلطان » از مسند « صدارت عظمى » بود ؛ و به تمام حكام « ولايات » ، همين‌طور تلگراف صادر شده ، كه تكليف خود را دانسته و منتظر « دستور العمل » باشند ، كه با پست مقرره از « دار الخلافه » خواهد رسيد . امروز و ديشب ، كه سوم « قوس » است ، برف خوبى در « همدان » افتاد و زمستان كرد .

يك‌شنبه ، هفتم رجب المرجب 1314 [ ه . ق . ]

به اتفاق « محمد حسن خان سرهنگ » اخوى و « عزيز الله خان » پسرعمو ، از شهر به « لتگاه » آمده ، خدمت حضرت اجل « نظام السلطنه » و حضرت « ساعد السلطنه سردار » مشرف شدم ، كه از « بروجرد » تشريف آورده بودند . حضرت « نظام السلطنه » ، با « اندرون » و ساير اجزا و همراهان ، از قبيل « حاجى اسماعيل خان وزير » و سركار « آقا ميرزا هدايت خان » نايب الحكومه ، و « ميرزا مصطفى خان دكتر » و « ميرزا حبيب الله خان منشىباشى » و « محمد حسين خان سرتيپ » و غيره در « لتگاه » مهمان حضرت « سردار » بودند . 3 روز است كه مهمان‌هاى محترم [ در ] اين‌جا تشريف دارند . هوا هم به حمد اللّه مساعد است . از 18 ذيحجه 316 [ ه . ق . ] ، كه روز عيد غدير بود ، تاكنون كه 24 صفر 1317 [ ه . ق . ] است ، « روزنامه » خود را به واسطهء بعضى گرفتارى و پريشانى حواس ، به واسطهء فوت فرزندى « 1 » سليمان ، نتوانسته‌ام بنويسم . امروز ، مجملى از مفصل آنچه [ كه ] به خاطرم هست ، مىنويسم .

روز 18 ذى حجه [ 1316 ه . ق . ]

به اتفاق بنى اعمام عظام ، سركار « فضل على خان ياور » و « عنايت الله خان » و « فضل الله خان » و « فتحعلى خان سلطان » ، با علاقه از « همدان » حركت كرده ، به قريهء « عربلو » آمديم . ريش سفيدان و رعاياى « عربلو » به استقبال آمده ، احترام به عمل آورده ، دو سه قربانى كشتند .
هامش
( 1 ) . فرزندم .
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى ) — صفحة 268 | هارون وهومن