تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى ) — صفحة 269

مساهمون:

ص٢٦٩
شب را در « عربلو » مانده ، [ و ] فردايش به قريهء « قرخلر » رفتيم و در منزل برادر محترم « محمد حسن خان سرهنگ » فرود آمديم . 2 ماه متجاوز ، توقف [ در ] « قرخلر » طول كشيد . و در اين مدت ، بنى اعمام گرام ، هر كدام به‌قدر قوه ، در « مهمان‌نوازى » و « مهربانى » مضايقه نكرده ، رعايت و رسم خانوادگى را به‌جا آوردند . از « عين‌آباد » و « ويان » « 1 » و غيره ، خوانين به ديدن آمدند . من هم [ به ] بازديدشان رفتم . « ميرزا صادق خان سرتيپ » ، نايب الحكومه « حاجيلو » و « ميرزا حسن على خان » ، سررشته دار املاك حضرت اجل « سردار اكرم » هم ديدن كردند . در زمان توقف [ در ] « قرخلر » ، در دههء « عاشورا » ، گفتگويى ميان رعاياى « . . . لو » « 2 » و « قرخلر » در باب مرتع و چراندن رعاياى « سرلو » [ در ] صحراى « قرخلر » به ميان آمده ، آخر به « مشاجره » و عرض به حكومت « همدان » كشيد . مأمورى از « حكومت » آمد . مال و حيوان « سرلو » را رعاياى « قرخلر » از صحراى « قرخلر » به چپاول آوردند [ و ] 2 شبانه‌روز نگاه داشته ، بعد ، پس دادند . مختصر ، در اين مقدمه ، بيشتر از همه به من « صدمه » و « زحمت » رسيد ، تا اين‌كه يك قسمى اصلاح شد . خلاصه ، در ايام توقف [ در ] « قرخلر » ، هيچ خوش نبودم و خوش نگذشت .

دوازدهم صفر [ 1317 ه . ق . ]

از سركار « عبد الرحمن خان » كاغذ رسيد ، كه حضرت اجل « سردار اكرم » ، با فوج و همراهان ، كه از ايالت « عربستان » و « بختيارى » برگشته ، روز سيزدهم صفر به « جيحون‌آباد » تشريف‌فرما خواهند شد .

روز 13 صفر [ 1317 ه . ق . ]

على الطلوع ، به اتفاق بنى اعمام عظام ، سركار « فضل على خان ياور » [ و ] برادر مكرم « محمد حسن خان سرهنگ » و « عزيز اللّه خان » سوار شده ، تا « بيوك‌آباد » رفته ، و در آن‌جا سركار « عبد الرحمن خان » هم آمده ، به ماها ملحق شدند ؛ و بالاجماع براى استقبال حضرت « سردار اكرم » به « جيحون‌آباد » رفتيم .
هامش
( 1 ) . ويان( Viyan )مركز دهستان سبز دشت بخش مركزى شهرستان كبودرآهنگ همدان ، سر راه رزن به كبودرآهنگ و در 13 كيلومترى مركز شهرستان ، كه بين روعان و كوريجان قرار گرفته است . ( 2 ) . ناخوانا ، شايد « سرلو » يا « برلو » يا « بزلو » ، چون نقطه‌اى ندارد .
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى ) — صفحة 269 | هارون وهومن