تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى ) — صفحة 265

مساهمون:

ص٢٦٥
حضرت و الا « عضد الدوله » مشرف شدم . جناب مستطاب ، آقاى « آقا حسين آقا جواد » ، با اتباع خودشان ، و جناب « شريف الملك » هم بودند . صحبت از اغتشاش همدان و افساد جناب « آخوند ملا عبد الله » بود . بعضى از آقايان و تجار و دوستان همدانى ، از من ديدن نمودند .

سه‌شنبه ، 29 ربيع الاول 1314 [ ه . ق . ]

ابن مكرم « عنايت الله خان » و برادر محترم « محمد حسن خان سرهنگ » ، امروز به « عربلو » رفتند ، كه از آن‌جا به « قرخلر » بروند ، ان شاء الله .

چهارشنبه ، سلخ ربيع الاول [ 1314 ه . ق . ]

صبح ، حسب الفرمودهء حضرت « امير نظام » به « قلعه كهنه » رفته ، خدمت حضرت معظم رسيده ، مشغول تحرير شدم . بعد از ناهار ، به منزل برگشتم . از [ پنج‌شنبه ] ، غرّه ربيع الثانى 1314 [ ه . ق . ] ، تاكنون [ كه ] 13 ماه مزبور [ ربيع الثانى 1314 ه . ق . ] است ، روزنامه ننوشته‌ام . در اين چند روز ، هرروز خدمت حضرت اجل « امير نظام » مىرفتم و مشغول تحرير مىشدم . دو قضيّهء حيرت و اسف‌انگيز ، اين روزها شنيده شد : يكى - كشته شدن « آقا شيخ تقى همدانى » در « كردستان » به دست « اهل تسنّن » و بلواى آن‌جا و شورش به حكومت و عزل جناب اجل « حسام الملك » از « كردستان » و ضميمه شدن آن‌جا به ولايات و ادارهء حضرت « امير نظام » . و اين واقعه خيلى اسباب تأسف عموم تشيّع شد . يك واقعه هم در « همدان » اتفاق افتاد . و آن ، اين بود كه « ميرزا يعقوب » نام ، پسر « ميرزا رحيم جديد الاسلام » ، به تقصير اين‌كه با زن فاحشه [ اى ] فعل شنيع كرده ، به حكم « امير نظام » ، « ميرزا يعقوب » را - كه سنّا جوان بود - در قلعه كهنه سربريدند ، و بعد خانهء او را غارت كرده ، آتش زدند و با خاك يكسانش نمودند . حالا « ميرزا يعقوب » ، واقعا مقصر و مستوجب اين جزا بوده يا نبوده ، خدا عالم است .