تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى ) — صفحة 271

مساهمون:

ص٢٧١
تبستان دارد . تقريبا 20 جفت منسّق است . آب سرد گوارايى دارد ، ولى قناتش خراب است . با باربند و مزرعه ملكى اولاد مرحوم « حاجى ذو الرياستين » همسايه واقع شده [ و ] استعدادش بد نيست . وقت رفتن به « رحيم‌آباد » ، به « قرابلاغ » - كه يكى از مزارع آبى « عربلو » است - رفتم . ديدم در اين خشكسالى و خرابى قنات ، باز آب خوب دارد . واقعا بسيار قنات پرآب است . چه فايده كه قناتش خيلىخيلى خراب است و محتاج به « مقنّى » است . از قرارى كه شنيدم ، آبادى و سكنهء « عربلو » ، اوّل در « قره‌بلاغ » بوده ، الآن هم آثار آبادى پيدا است . هزار حيف كه اين املاك ، صاحب صحيح ندارد و همه ، خراب مانده [ و ] روزبه‌روز هم روبه خرابى است . عصر تنگ مراجعت به « عربلو » كردم .

دوشنبه ، غره ربيع الاول 1317 [ ه . ق . ]

از « عربلو » به « مهيار » رفته ، ناهار را در خانهء « كربلايى قاسم على كدخدا » صرف نموده ، عصر مراجعت به « عربلو » شد .

سه‌شنبه ، دويم ربيع الاول [ 1317 ه . ق . ]

از « عربلو » به عزم « جيحون‌آباد » ، محض شرفيابى [ به ] خدمت حضرت اجل افخم « سردار اكرم » - مد ظله العالى - بيرون آمدم . الآن در « مهيار » ، در زير سايهء درخت نشسته ، به حرف‌هاى رعاياى « مهيار » گوش مىدهم و باد هم مىوزد . نزديك [ به ] غروب ، به « جيحون‌آباد » ، وارد [ شده ] و خدمت حضرت « سردار » مشرف شدم . از « عربلو » به « مهيار » 3 ربع فرسخ و از « مهيار » به « جيحون‌آباد » 2 فرسخ و نيم مسافت است . يك هفته در « جيحون‌آباد » ماندم و در چادر عمدة الامراء العظام « محمد حسن خان » ، پيشخدمت همايونى منزل داشتم . هواى « جيحون‌آباد » ، روزها خيلى گرم و شبها خنك بود ، ولى آب بسيار بدى دارد ، كه هيچ گوارا نيست . حضرت « سردار » خيال عزيمت [ به ] « تهران » [ را ] داشتند .

شب نهم ربيع الاول [ 1317 ه . ق . ]

را در « عربلو » مانده .

عصر دهم [ ربيع الاول 1317 ه . ق . ]