چون حضرت « سردار اكرم » هنوز وارد نشده بودند ، اول در چادر سركار « طاهر خان سرتيپ » پياده شديم . به فاصلهء ربع ساعت ، حضرت اجل « سردار اكرم » تشريف آوردند [ و ] خدمتشان مشرف شديم . روبوسى و اظهار التفات فرمودند .
يك هفته ، حضرت « سردار » مرا در « جيحونآباد » نگاه داشتند . منزلم در چادر سركار « طاهر خان سرتيپ » بود ، و اغلب خدمت حضرت « سردار » بودم .
سر حضرت « سردار » خيلى جنجال بود . از اطراف ، خوانين « خدابندلو » و « حاجيلو » و رعاياى املاك به « جيحونآباد » آمده بودند و دقيقه [ اى ] آسوده نبودند . دستهدسته از رعاياى « برچلو » و غيره مىآمدند .
تا اينكه روز بيستم صفر ، كه روز « اربعين » مشهور است ، مرخصى حاصل كرده ، به اتفاق سركاران « عبد الرحمن خان » و « طاهر خان سرتيپ » به « عينآباد » آمديم .
چون سركار « طاهر خان سرتيپ » ، از سفر 3 سالهء « عربستان » مراجعت كرده بودند ، در « سماوك » و « بيوكآباد » و « عينآباد » ، مخصوصا [ به ] استقبال آمده ، قربانىها سربريدند .
الحمد لله « سرتيپ » به سلامت وارد خانه شد .
من هم بعد از صرف ناهار ، طرف عصر ، از « عينآباد » به « قرخلر » آمد . يك شب و آرزو هم در « قرخلر » ماندم . سركار « حاجى حبيب خان كبودرآهنگى » و « ابو تراب خان » از « جيحونآباد » برگشته ، به ديدن آمدند .
شب بيست و دويم صفر 1317 [ ه . ق . ]
از « قرخلر » با متعلقان وارد شده ، با « فتحعلى خان سلطان » به « عربلو » آمديم .
امروز كه 24 صفر [ 1317 ه . ق . ] است ، 3 روز است با علاقه در « عربلو » هستم و از اينجا هم عزيمت « همدان » دارم ، تا چه روز و چه ساعت از اينجا حركت بشود ، خدا عالم است .
چهارشنبه ، 26 صفر 1317 [ ه . ق . ]
مطابق [ با ] سيم جولاى 1899 [ مسيحى ] . به مزرعهء « رحيمآباد » ، كه از مزارع « عربلو » است ، رفتم . جمعى هم از رعايا و ريشسفيدان « عربلو » همراه بودند . « كدخدا جعفر » ، كه كدخداى « رحيمآباد » است ، مرا مهمان كرده بود .
از ابتداى آبادى مزرعهء مزبور ، هيچ به آنجا نرفته بودم .
« رحيمآباد » ، جاى خوبى واقع شده [ است ] و ييلاقات آن غالب هواى خوبى در