نمىدانم مسئلهء امير خير را به كجا رسانيده [ است ] . از اين بابت هم حالم « پريشان » و خيالم « مشوش » است .
خداوند ، عاقبت امور را به خير مبدل فرمايد .
چهارشنبه ، 22 [ رجب 1313 ه . ق . ]
ديشب ، 6 ساعت از شب گذشته ، بيچاره « ميرزا محسن » ، اين جهان را بدرود گفته ، به سراى جاودانى قدم نهاد . خيلى حيف شد . مرد درويشمسلك بامحبتى بود .
سنا قريب [ به ] 50 [ سال ] و تقريبا 35 سال در اين دستگاه مرحمتمآب « اعتماد السلطنه » - رحمة الله - و جناب اجل « امير » خدمت كرد . خداش بيامرزد .
سركار « حاجى حبيب الله خان » هم وداع كرده ، به سلامتى به زيارت « كربلاى معلّى » تشريف برد . خداوند ان شاء الله مقضى المرام « 1 » به ولايت معاودت دهد .
ديشب ، كاغذهاى مفصل از برادرم « محمد حسن خان سرهنگ » ، از شهر « همدان » ، راجع به مسئله خيريه راجع به من فرستاد .
كاغذى هم جناب مستطاب قدوة المحققين « 2 » « حاجى ميرزا حسين » - سلمه الله تعالى - به جناب اجل « امير » نوشته بودند . بالفعل در مذاكرات هستند . جناب اجل ، باز در جواب جناب معظم چيزى نوشتند ، تا نتيجه ببخشد .
جمعه ، 22 [ رجب 1313 ه . ق . ]
كاغذهاى « پوسته » را تمام كرده ، به « پوستخانه » فرستاده شد .
واقعا تازهء اين اوقات ، اغتشاش امور شهر و شورش اهل همدان است ، كه آقايان « كبابيان » جمعيت فرستاده ، طلاب « مدرسه بزرگ » را برده ، چوبكارى كرده ، و مردهاى « آخوند ملا عبد اللّه » ، كه اغلب از « اجامر » و « اوباش » ند ، بر ضد آقايان « كبابيان » و بستن دكان و بازار هستند و فراهم آوردن « فتنه » و « فساد » را مصمم شدهاند .
خداوند ، ان شاء الله اصلاح كند .
دوشنبه ، 27 [ رجب 1313 ه . ق . ]
« محمد حسن خان سرهنگ » اخوى ، از شهر مراجعت كرد . امر « مسئله خيريّه » ، به واسطهء معترضين از خدانترس ، بالفعل « متاركه » شد . تا خداوند چه تقدير كرده باشد .
« سرهنگ » به قدر يك ساعت [ در ] اينجا مانده ، به اتفاق « طاهر خان سرتيپ » مزرعه به « كوريجان » رفتند ، كه از آنجا به « قرخلر » برود .
هامش
( 1 ) . كامياب ، كامروا .
( 2 ) . پيشواى محققان .