خان » را ، كه اول عيال مرحمتمآب « حسين خان حسام الملك امير » - طاب ثراه - بوده ، خواستگارى كنند .
با اجازهء جناب اجل ، آقاى « ساعد السلطنه امير » ، از اينجا به شهر نوشته شد ، كه حضرات نسوانيّه ، « 1 » منجمله عيال سركار « عبد الرحمن خان » و عيال جناب « آقا ميرزا باقر » بروند [ و ] خواستگارى نمايند .
و همچنين سركار جلالتمدار « على خان سرتيپ » هم كه به شهر تشريف بردند ، قرار شد كه انجام اين مسئله را به جناب شريعتمدار ، آقاى « آقا ميرزا هدايت » ، متولّى باشى « امامزاده يحيى - عليه السلام - راجع نمايند ؛ مراتب را با طرف مقابل گفتگو كردهاند و قبول مطلب را نموده ، و حالا اتمام عمل ، موقوف به حصول اجازه از جناب اجل ، آقاى « حسام الملك » ، والى « كردستان » شده است ؛ و جناب اجل « ساعد السلطنه » هم در اين باب كاغذ نوشته ، با پست سفارشى به « كردستان » فرستاده شد ، تا چه جواب بيايد .
حواس من هم به اين واسطه و ابراز اين مطلب ، درهم [ و ] برهم و خيلى مايل به اين كار هستم ، تا تقدير الهى چه باشد .
برادر مكرم « محمد حسن خان سرهنگ » هم براى بعضى مطالب راجع به اين مسئله ، دو دفعه به « همدان » رفته ، امروز بايد مراجعت نمايند .
« حاجى محمد شفيع » و « حاجى محمد طاهر » هم به شهر رفتند . « آقا سيد نصر اللّه خان » ، نايب « كوريجان » هم به واسطهء آن صدمات وارده ، از جانب جناب اجل « امير » مخلّع شد .
آقاى « آقا ميرزا محسن » هم به « عينآباد » به عروسى پسر « نظر على خان » رفت .
دوشنبه ، 13 رجب [ 1313 ه . ق . ]
روز عيد مولود مسعود حضرت ولايتمآب - صلوات اللّه و سلامه عليه - روز مباركى براى « شيعيان » است .
به اتفاق سركار « على خان سرتيپ » و « نجف على خان سرهنگ » ، به حمام « قلعه لتگاه » رفتيم . آب « خزانه » خيلى صاف و گرم بود ، ولى هواى حمام « سرد » بود .
ديديم مشغول غرس اشجار ، از « اقاقيا » « 2 » و « بيد مرجان » و « بيد معلق » و « ياس » و غيره هستند ، كه از « اسدآباد » « 3 » - يعنى از خاكريز مال جناب « صاحباختيار » - آوردهاند ، ولى
هامش
( 1 ) . زنان .
( 2 ) . در اصل : عقاقيا
( 3 ) . اسدآباد( Asad abad )مركز شهرستانى به همين نام در استان همدان است ، كه در برخى از كتب