تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى ) — صفحة 221

مساهمون:

ص٢٢١
رنگ ، كم ديده شده [ است ] و 4 رنگ بود : « قرمز » ، « زرد روشن كهربانى » ، « سبز روشن » [ و ] « گل خار روشن جگرىرنگ » . يك سر « قوس » در همين صحراى « ساعدآباد » نزديك ما بود . هوا هم به‌قدرى « خوش » و « معتدل » و « باصفا » است ، كه خارج از توصيف است . جناب اجل « امير » فرمودند : « من همچو قوس [ و ] قزح و هواى به اين خوشى در هيچ‌جا نديده‌ام . » خدا آباد كند « ساعدآباد » را [ و ] سلامتى و اقبال به جناب « امير » عطا فرمايد كه اين‌جا را آبادى معتبرى نمايند ، كه براى قافله و عبور [ و ] مرور مردم ، خيلى مأمن و منزل خوبى است ، به خصوص در فصل زمستان ، كه قافلهء « قزوين » و « رشت » ، عبورشان از همين‌جا - ساعدآباد - است . عجالتا يك كاروانسراى خوبى از گل و خشت ، جناب « امير » ساخته‌اند .

جمعه ، چهارم [ جمادى الاخر 1313 ه . ق . ]

بعد از راه انداختن كاغذهاى پست به « همدان » ، و صرف ناهار در ملازمت جناب اجل « امير » سرراهنگ « سازجين » آمديم ، كه « پل نو » براى خيابان جديد « اميرآباد » درست مىكنند . جناب « امير » با دو نفر مقنّى ، « استاد محمد » و « استاد حاجى عراقى » به سر قنات « يل‌آباد » رفتند . من در توى كالسكه نشسته ، به تفنن ، چاى مىخورم و از « ديوان شيخ » - عليه الرحمه - مىخوانم . باران هم مىبارد و عمل [ ه ] ها هم مشغول كار كردن هستند . جناب « امير » هم در صحراى « يل آباد » زمين ترازو مىزنند ، كه ببينند آب قنات « يل‌آباد » در چه نقطه [ اى ] به زمين مىنشيند . مال‌هاى كالسكه و آبدارقهوه [ چى ] هم زير باران هستند . هواى امروز ، بر خلاف ديروز ، سرد است و بارانى . امور دنيا و حالت انسان را مىتوان از همين مسئلهء جزئى قياس كرد ، كه هيچ كارى در دنيا پايدار نمىماند . تمام كارهاى دنيا ، زشت و زيبا ، نوش و نيش و نشيب و فراز است . به فرمودهء « شيخ » - عليه الرحمه - : « گنج و مار و گل و خار و غم و شادى به همند ! »
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى ) — صفحة 221 | هارون وهومن