در سر « قنات سازجين » ، چند حلقه نوكن زده بودند . جناب « امير » خودشان تغيير لباس داده ، توى چاه كاريز رفتند ، كه شخصا كار مقنّىها را بازديد فرمايند . به من فرمودند : « شما مىآئيد توى كاريز ؟ » عرض كردم : « معافم فرمائيد ، بهتر است » ، و نرفتم .
شنبه ، 28 [ جمادى الاولى 1313 ه . ق . ]
در خدمت جناب اجل « امير » ، سركار « عبد الرحمن خان » و من [ در ] كالسكه آينه نشسته ، سر « قنات سازجين » و از آنجا به « يلآباد » « 1 » جديد الاحداث رفتيم . مقنّىها در آنجا مشغول كندن « چاه » و « زاغه » بودند .
از « اميرآباد » تا « يلآباد » ، 2 فرسخ ، الا ربع مسافت است .
قريب [ به ] غروب برگشته ، از « آقتپّه » « 2 » به « كبودرآهنگ » آمديم . نزديك [ به ] دلمهء راهنگ « سازجين » ، چاى حاضر كرده بودند ؛ در توى كالسكه ، صرف شد . يك ساعت از شب گذشته ، به « كبودرآهنگ » رسيديم .
صبح ، قبل از حركت ، كاغذى از سركار « على خان سرتيپ » به حضرت اجل « امير » رسيد ، كه از « جيحونآباد » ، « 3 » خبر فوت « همشيرهشان » ، عيال مرحوم « جهانگير خان » را نوشته ، و به مجلس « فاتحه » دعوت نموده بودند .
ديروز ، « محمد حسن خان سرهنگ » اخوى ، از « قرخلر » آمده ، حضور حضرت « امير » مشرف [ شده ] و از اينجا به « دستجرد » رفت .
سهشنبه ، غرّه [ جمادى الاخرى 1313 ه . ق . ]
در « كبودرآهنگ » در خدمت جناب اجل ، آقاى « امير ساعد السلطنه » ، به عروسى مقرّب الحضرت « ميرزا رحيم آجودان و صندوقدار » رفتيم . جناب « حاجى ملا سيف الله » و سركار « حاجى حبيب الله خان » و « محمد حسن خان سرهنگ » و « آقا ميرزا سيد حسن » و « آقا ميرزا محسن » ، سر سفره نشسته بوديم .
ناهار مأكول فراوانى تهيه ديده بودند ، ولى از علايم عروسى ، از قبيل « مطرب » و
هامش
( 1 ) . يلآباد( Yal abad )، روستايى است از توابع بخش فامنين شهرستان همدان ، كه در دوره قاجاريه بنيان نهاده شده است .
( 2 ) . آق تپه( Aq tappeh )به معناى تپه سفيد ، دهكدهاى است از توابع بخش مركزى شهرستان كبودرآهنگ ، در 6 كيلومترى اين شهر و ارتفاع 1685 مترى از سطح دريا . ( فرهنگ گيتاشناسى ، 3 / 30 ) .
( 3 ) . جيحونآباد( Jeyhun abad )، روستايى است از توابع بخش « شرا » شهرستان همدان ، در 47 كيلومترى آن و سر راه كوريجان به قهاوند ، و 12 كيلومترى شمال قهاوند .