به اتفاق آقاى « حسن على خان » و « نادعلى خان » اخوى ، از « قرخلر » روانه شده ، به « كبودرآهنگ » آمديم . جناب اجل « امير » ، سر ناهار بودند . خدمتشان مشرف شديم . ما رسيدگان هم سر سفره نشستيم و مشغول شديم .
سهشنبه ، 17 [ جمادى الاولى 1313 ه . ق . ]
كه دوازدهم « عقرب » است ، ماه دويم « پاييز » ؛ هنوز يك ماه و نيم از « پائيز » نگذشته ، « برف » مىبارد . هوا را زمستان كرده [ است ] .
جواب بعضى تلگرافات را از جانب جناب اجل « امير » به « تهران » و « كردستان » نوشته ، به تلگرافخانهء « همدان » فرستاده شد .
يكشنبه ، 22 [ جمادى الاولى 1313 ه . ق . ]
در « كبودرآهنگ » ، در خدمت جناب « امير » مشغول خطكشى خيابان جديد بوديم ، كه از باغ اربابى « كبودرآهنگ » و بالاى آبادى ، از « يونجهزار » و زمين باير ، خط اين « خيابان » كشيده شده ، به « خيابان اميرآباد » متصل بشود .
كاغذهاى پست از « همدان » رسيد .
خبر تازه [ اى ] كه از « تهران » نوشته بودند : هيجان « مسلمان » و « ارمنى » بود در « اسلامبول » و « طرابزان » « 1 » و ساير ولايات « عثمانى » و آفتابى نشدن « سلطان عثمانى » و خفه كردن 50 نفر از قراولان مخصوص خود ، و عزل « آرتين پاشا « 2 » » ، قائممقام وزارت خارجه و گرفتار شدن او ، و انقلابات زياد در آن مملكت .
خدا به اصلاح آرد .
امروز ، كارگرهاى خيابان را هم « پلو » با « مجموعه » دادند ، و خيلى هم مستحق بودند .
دوشنبه ، 23 [ جمادى الاولى 1313 ه . ق . ]
در خدمت جناب اجل « ساعد السلطنه امير » ، به كالسكه آينه نشسته ، به « اميرآباد » ، و از آنجا به سر « قنات سازجين » رفتيم . در بين راه به خان [ ه ] هاى قالىبافى « كبودرآهنگ » رفته ، تماشاى « قالى » كرديم .
هامش
( 1 ) . طرابزان يا ترابوزانTrabzon )يا( Trebizondشهرى است در شمال شرقى تركيه ، در كنار درياى سياه و مركز استانى به همين نام ، كه در روزگار باستانTrapezusناميده مىشد . اين شهر در سال 1990 م .
941 ، 143 نفر جمعيت داشته است .
( 2 ) .Artin pasha