تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى ) — صفحة 215

مساهمون:

ص٢١٥
يك نفر « مهاجرانى » ، پاكتى كه سركار « حسين خان سرتيپ » از « شيراز » به من نوشته بود ، به « قرخلر » آورد و خبر داد [ كه ] ما بين « كوريجان » و « قرخلر » ، دزد ، سوار و پيادهء قافلهء « بهارى » را زده [ است ] . اين دزدى ، از « غرايب » است ، كه روز روشن ، ميان « كوريجان » و « قرخلر » قافله بزنند . اگرچه اين اوقات ، در ولايت « همدان » ، دزدى به قسمى متداول شده ، كه راه عبور و مرور از دهات به دهات يك فرسخ فاصله مسدود ، و زندگانى به مردم خيلى سخت گرديده [ است ] . خدا ، اصلاح كند .

شب جمعه 6 [ جمادى الاولى 1313 ه . ق . ]

سركار « على خان سرتيپ » با جمعى سوار از « محمد خان بيك » ، نايب آجودان‌باشى و غيره ، كه از شب گذشته ، بىمقدمه به « قرخلر » تشريف آوردند ، معلوم شد براى تحقيق و گرفتن سارقين « كوريجانى » آمده‌اند . دو سه روز قبل ، قافلهء « بهار » ى را كه ما بين « قرخلر » و « كوريجان » زده بودند ، دستگير كنند . سركار « سرتيپ » ، كاغذى به « سيد نصر اللّه خان » ، نايب « كوريجان » نوشته ، احضارش كردند براى تحقيق اين فقره ، [ و ] « سيد نصر اللّه خان » به « قرخلر » آمد . سرتيپ ، محرمانه « جعفر » نام و دزدهاى « كوريجانى » را از « سيد نصر اللّه خان » خواست ، و او دست دادن « جعفر » و ساير را امتناع كرد . تفصيل را به جناب اجل « ساعد السلطنه امير » راپورت دادند .

شنبه 7 [ جمادى الاولى 1313 ه . ق . ]

« على بيك شيرازى » ، از « لتگاه » به حكم جناب « امير » آمد به « قرخلر » ، كه « سيد نصر اللّه خان » را كت‌بسته [ و ] تحت الحفظ به « لتگاه » ببرند . صبح شنبه ، سركار « على خان سرتيپ » و همراهان ، « سيد نصر الله خان » را تحت الحفظ به « لتگاه » بردند . حبس شدن « سيد نصر الله خان » در « قرخلر » ، كه مهمان بود ، بر من خيلى گران آمد . چون بين المحذورين واقع شده بودم ، ناچار متحمل شدم . نمىدانم عاقبت اين كار به كجا منتهى خواهد شد .

يك‌شنبه ، هشتم [ جمادى الاولى 1313 ه . ق . ]

آقاى « حسن على خان » ، به اتفاق جناب « آقا شيخ ابو القاسم » ، پسر جناب آقاى « شيخ الاسلام همدان » ، از « دستجرد » به « قرخلر » آمدند . شب [ را ] مانده [ و ] صبح به « همدان » رفتند .
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى ) — صفحة 215 | هارون وهومن