حضرت و الا « شاهزاده عضد الدوله » ، حكمران « همدان » و جناب اجل « ساعد السلطنه امير » در قريه « سورلان » ، « 1 » مهمان جناب شريعتمآب ، آقاى « آقا حسين » - سلمه الله » بودند ، [ و ] به « ميعادگاه » تشريف بردند .
من هم به خانهء جناب « شريف الملك » رفتم . سركار « ميرزا على نقى خان مستوفى » را آنجا ملاقات كردم .
جناب « ميرزا جاويد شاعر » ، كه از فضلاى شعراى « همدان » است ، بعضى « اشعار » از گفتههاى خود [ را ] به من داد . بالفعل در « همدان » شاعرى فاضلتر از « ميرزا جاويد » نيست .
دوشنبه ، 13 صفر [ 1313 ه . ق . ]
برحسب دعوت حضرت و الا « سيف الدوله » ، در خدمت جناب اجل « ساعد السلطنه امير » و آقاى « عماد لشكر » به « قلعه كهنه » رفتم ، و سركار « على خان سرتيپ » و « ميرزا صادق خان سرهنگ » و « نجف على خان » و « ميرزا جواد خان سرهنگ » هم بودند .
« قلعه كهنه » ، از جاهاى باصفاى « همدان » است . سركار اميرزاده « شيخ حسن ميرزا » هم تشريف داشتند . ناهار بسيار مأكولى هم صرف شد . جناب « آقا سيد محمود تاجر » هم بودند .
چون روز 13 صفر را در ممالك ايران روز نحس شمرده ، بايد به قول مشهور « سيزدهبدر » كرده ، بيرون بروند ؛ جميع اهل شهر ، از مرد و زن و كوچك و بزرگ ، براى سير و گشت بيرون آمده بودند .
سهشنبه ، 14 صفر [ 1313 ه . ق . ]
حضرت و الا « عضد الدوله » حكمران ، مرا احضار فرموده بودند . شرفياب شدم .
معلوم شد براى ادعاى « حاجى فتح على ترك » است . من هم در خدمت جناب اجل « امير » به « لتگاه » رفته بودم . سركار « ميرزا صادق خان سرهنگ » را وكيل كردم كه اين عمل را قطع كند .
جناب « ساعد السلطنه امير » ، از حضرت و الا « حكمران » و « شاهزاده سيف الدوله » وداع نموده ، به « شورين » آمديم [ و ] خدمت جناب « بهاء الملك » رسيديم .
هامش
( 1 ) . امروزه به آن سورولان( Surulan )مىگويند . روستايى است در 3 كيلومترى غرب مريانج و 5 / 8 كيلومترى شهر همدان ، از توابع بخش مركزى شهرستان همدان ، در ارتفاع 1910 مترى از سطح دريا .
( فرهنگ گيتاشناسى ، 3 / 732 ) .