بعد از ناهار ، راحت كرده ، از خواب بيدار شدم . ديدم باران خيلى تندى مىبارد .
قريب [ به ] نيم ساعت باران آمد . در اين بين ، جناب « فضل الله خان انتصار الملك » ، كه تازه از « كردستان » برگشته بودند ، تشريف آوردند ؛ و باران ، خيلى خوب خيسشان كرده بود .
طرف عصر ، جناب مستطاب آقاى « آقا حسين » ، « آقا جواد » و جمعى از آقايان ديگر . . . « 1 »
سهشنبه ، پنجم [ ربيع الثانى 1313 ه . ق . ]
صبح ، به اتفاق آقاى « ميرزا موسى خان شيرازى » ، از « لتگاه » به « قرخلر » آمديم . ديديم جناب « آقا ميرزا باقر همدانى » هم با اهل خانهشان تشريف دارند .
3 شب « آقا ميرزا موسى خان » [ در ] « قرخلر » مانده ، به اتفاق آقاى « محمد امين خان » به « لتگاه » رفتند . جناب « آقا ميرزا باقر » هم با متعلقاتشان به « كوريجان » ، و « عنايت الله خان » و « حسن خان سرهنگ » اخوى و « عزيز الله خان » هم براى برداشتن خرمن به « عربلو » « 2 » رفتند .
شنبه ، هشتم [ ربيع الثانى 1313 ه . ق . ]
سركار « حاجى حبيب الله خان » و « ابو تراب خان » تشريف آورده ، دو شب مانده ، مراجعت به « كبودرآهنگ » نمودند .
يكشنبه ، 16 [ ربيع الثانى 1313 ه . ق . ]
به اتفاق بنى اعمام عظام « فضل على خان ياور » و « عنايت الله خان » و « محمد حسن خان سرهنگ » اخوى و « عزيز الله خان » ، در « عربلو » بود . بهواسطهء بروز « سودا » ، حالم خوش نبود .
گفتند « گراب » در يك فرسخى « عربلو » هست ، كه براى اين ناخوشى خوب نافع است . من هم به اتفاق « عنايت الله خان » و « محمد حسن خان » به « گرّاب » رفتيم .
اين « گرّاب » ، نزديك قريهء « كهريز » « 3 » واقع [ شده ] و حوضى است مدوّر از سنگ يكپارچه ، [ كه ] يك ذرع و يك چارك عمق دارد و ميان اين حوض ، يك حوض
هامش
( 1 ) . چند صفحه افتادگى دارد .
( 2 ) . عربلو( Arablu )روستايى است از توابع بخش مركزى شهرستان همدان ، در 23 كيلومترى همدان و 18 كيلومترى شرق شورين .
( 3 ) . كهريز( Kahriz )كه احتمالا همان گنبدچاى( Gonbadchay )فعلى است ، روستايى است از توابع بخش « شرا » شهرستان همدان ، در 30 كيلومترى همدان ، سر راه همدان به مراد بلاغى و جيحونآباد و 16 كيلومترى شمال غربى قهاوند .