« محمد امين خان » مهمان هستيم ؛ و الحمد للّه خوشيم .
شنبه ، 22 ذى قعده 1312 [ ه . ق . ]
صبح ، حضور حضرت اجل اكرم « امير نظام » مشرف شدم ، و در تهيه حركت به سمت « كرمانشاهان » بودند ، به من فرمودند : « در اين ايام توقف [ در ] همدان ، خيلى زحمت تحريرات مرا كشيدى . بايد به شما خلعت بدهم . »
من هم اظهار تشكر كرده ، از آنجا به منزل جناب « ميرزا هادى خان وزير » آمدم . با مقرب الحضرت و « ميرزا رحيم » ، مشغول مقابله « كتابچه دستور العمل » هذه السنه قوىئيل « همدان » شديم .
در اين بين ديدم يك بقچه آوردند ، كه حضرت اجل « امير » ، يك طاقه شال خلعت براى شما مرحمت فرمودهاند . شال متعارفى بود .
بالاخره ، مقابلهء « كتابچه دستور العمل » را تمام [ كرده ] و با جناب « ميرزا هادى خان » وداع كردم .
« ميرزا رضا خان » ، آدم جناب « ميرزا رضا قلى خان » ، منشىباشى صدارت هم آنجا ملاقات شد . به اتفاق هم ، به منزل مقرب الخاقان « على قلى خان سرتيپ » آمديم . با ايشان هم خداحافظ نموديم .
حضرت اجل « امير نظام » هم 3 ساعت به غروب مانده ، از « همدان » به عزم « كرمانشاهان » تشريف بردند .
سهشنبه ، 25 ذى قعده 1312 [ ه . ق . ]
بعد از عيادت « حاجى على اصغر » ، پسر « حاجى على اكبر تاجر شيرازى » ، به اتفاق سركار « على خان سرتيپ » و « محمد امين خان » ، به عزم « درّه مراد بيك » « 1 » روانه شده ، در دولت منزل جناب آقاى « شريف الملك » پياده شديم .
بعد ، سركاران آقايان محترم « آقا ميرزا حسن » ، وزير وظايف « همدان » و « آقا ميرزا حسين » را ملاقات كرده ، بالاجماع ، به « دره مرادبيك » رفتيم . شب را مانديم . هواى خوشى بود . بد نگذشت .
جناب آقاى « شريف الملك » ، در بناى « درهء مراد بيك » و سنگبندى آنجا خيلى زحمت كشيده و پول به بنائى آنجا صرف نمودهاند . درخت گل گلاب خيلى
هامش
( 1 ) . دره مراد بيك( Darreh - ye Morad beyg )روستايى است از توابع بخش مركزى شهرستان همدان ، در فاصله 5 / 5 كيلومترى اين شهر و در درهء شمالى كوه الوند ، كه به اختصار « مراد بيك » هم ناميده مىشود .