تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى ) — صفحة 196

مساهمون:

ص١٩٦
اين قبيل مهمانىها و تشريفات در « ايران » ، خصوصا در « دهات » ، اسباب خيلى « زحمت » و « خسارت » است . هنوز اين عادت قديم باقى [ است ] و مايهء « خسارت » و « زحمت » فوق العاده [ اى ] براى صاحب مهمان است ، كه « رئيس طايفه » و « رعيت » در هر تغيير حكومت هر ولايتى ، ناچار بايد متحمل بشود . خصوصا اين عصر ، كه هرسال ، بلكه هر 6 ماه به 6 ماه « حكام ولايات » را تغيير مىدهند ، و اين « سرعت تغيير » هم براى حاكم [ و ] هم براى « محكوم » هر دو ، اسباب « صدمه » و « ضرر » است و باعث « خرابى ولايت » و خسارت « مالت » و « رعيت » [ است ] . حضرت و الا ، « شاهزاده عضد الدوله » و جناب « امير تومان » و اين سوارها ، براى رفتن به استقبال حضرت مستطاب اجل « امير نظام » به « لتگاه » آمده‌اند . از قرار مذكور ، پس‌فردا كه « جمعه » است ، حضرت اجل « امير نظام » ، [ به ] اين‌جا تشريف خواهند آورد .

جمعه ، 16 شوال 1312 [ ه . ق . ]

قبل از ظهر ، به اتفاق آقاى « حاجى ميرزا جعفر خان شيرازى » ، از « لتگاه » حركت كرده ، به « همدان » وارد ، و در خانهء مرحوم « امين الرعايا » ، منزل سركار « ميرزا صادق خان سرهنگ » فرود آمديم . پس از ورود ، فورا « باد » و « باران » شديدى شد . حضرت و الا « شاهزاده عضد الدوله » و جناب اجل « ساعد السلطنه امير » و جناب امير الامراء العظام « امير تومان » پسر حضرت اجل « امير نظام » و امير الامراء « فضل الله خان انتصار الملك » ، با جمعى از خوانين از « لتگاه » روانه شده ، در نزديكى شهر « همدان » ، حضرت « امير نظام » را استقبال نمودند ، و اهل شهر هم از « اعيان » و « اشراف » و « كسبه » و « اصناف » ، از تمام طبقات ، بيرون آمده بودند . دو ساعت به غروب مانده ، حضرت « امير نظام » « كبكبه » و « شوكت » تمام ، به شهر « همدان » نزول اجلال فرمودند . باران تندى هم مىآمد . من هم به واسطهء « ناتوانى » ، خسته شده بودم . شب هم به واسطهء دير آوردن غذا ، پكر شدم . ساعت 4 از شب گذشته ، به حال كسل به رختخواب رفتم .

شنبه ، 17 شوال 1312 [ ه . ق . ]

حضور حضرت مستطاب اجل « امير نظام » ، فرمانرواى ايالت « مركزيّه » ، مشرف شدم . اظهار التفات فرمودند .
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى ) — صفحة 196 | هارون وهومن