مىنمودند . خيلى بد گذشت . جواب تلگرافات هم در اين 6 روز از « تهران » و « همدان » نرسيد ، بيشتر اوقاتم را تلخ كرد .
10 تومان هم به صاحبخانه « عابديس » ، خرج و كرايهء منزل داده شد .
دوشنبه ، 24 ربيع الثانى [ 1316 ه . ق . ]
[ دوشنبهبازار ]
در « دوشنبهبازار » ، كه 3 فرسخى « رشت » است ، هستم . ديشب را در اينجا « منزل » و « بيتوته » كردم . محل اين منزل سبز و خرم ، مثل بهشت است ؛ ولى منزلگاه ، به عين « جهنم » ، مثل طويله ، كثيف ، هرچه بخواهى .
الان باران در كمال تندى مىبارد .
يك ساعت و نيم به ظهر مانده ، با هزار مشقت از « دوشنبهبازار » راه افتاد . از زيادى « گل » بهقدرى در راه سخت گذشت ، كه تحريرى نيست . مال سوارى يكى از رفقا غلتيد . خود و مالش ، هر دو در ميان « گل » افتاد [ ند ] . سرتاپا گل شد .
[ امامزاده هاشم ]
بالاخره ، 3 [ ساعت ] به غروب مانده ، به هزار زحمت و اشكال ، به منزلگاه موسوم به « امامزاده هاشم » رسيديم . در اينجا « بيگلربيگى رشت » منزلگاه و اتاقهاى خوب ساخته [ و ] عيب ندارد . از قرارى كه گفتند ، اين « كاروانسرا » را سالى 500 تومان « اجاره » مىدهند . « 1 »
« امامزاده هاشم » ، جاى خيلى باصفائى است ، ولى هزار حيف كه « رشت » و حوالى آن ، چون « رشك بهشت است » و از بسيارى « كثافت » و « گل » و « لجن » ، از « جهنم » بدتر شده و تمام « صفا » و « طراوت » را « كثافت » و « بدى راهها » ، محو و ضايع ساخته است .
از « رشت » تا « امامزاده هاشم » ، 7 فرسخ « چاپارى » و 6 فرسخ « معمولى » است .
سهشنبه ، 25 ربيع الثانى [ 1316 ه . ق . ]
نزديك ظهر است . هنوز در « امامزاده هاشم » مقيم ، و در منزل نشسته ، سير عبور قوافل مكارىها را مىكنم ، كه اغلب بار « خشكهبار » - كه به اصطلاح ايران « سبزه »
هامش
( 1 ) . « خود امامزاده بر بلندى واقع است . آبادى كمى دارد . در نيم ساعتى اين امامزاده ، كاروانسرايى است از بناهاى معتمد الدوله منوچهر خان گرجى كه در دولت خاقان مرحوم به حكومت گيلان مأمور بود . قدرى خراب شده است . » ( سفرنامه سيف الدوله ، 35 ) .