« رشت » خيلى خوب شده [ است ] . تخم كرم پيله را « يونانىها » از « اسلامبول » آورده [ و ] تخم « خراسان » به كلى منسوخ شده [ است ] .
چندين دستگاه « تلمبار » يونانىها و اهل « رشت » داير كرده ، فايد [ ه ] هاى كلى مىبرند و قرارشان اينطور است [ كه ] يونانىها و هركس كه تخم كرم پيله دارد ، به رعاياى « رشتى » مىدهند .
در وقت محصول ، كه « ابريشم » عمل مىآيد ، 3 قسمت مىكنند . يك قسمت ، مال دهندهء تخم ، يك حصه « 1 » مال مالك زمين [ و ] يك بهره ، مال آن رعيتى است كه تخمها را خوابانده و كرم پيله عمل آورده است .
اين اوقات ، اهالى « رشت » به واسطهء خوب عمل آمدن « نوغان » و گرانى « برنج » ، خيلى « متمول » شدهاند ؛ ولى چه فايده ، با اين تمول ، اسباب « آبادى » و « نظافت » اين شهر نشده ، كوچ [ ه ] هاشان « چراغ » ندارد و در « باران » ، از زيادى « گل » و « كثافت » ، تردد نمىشود كرد . و در مثل شهر « رشت » جائى يك مهمانخانه [ اى ] نيست [ كه ] وقتى كه « غربا » و « مسافرين » وارد اين شهر مىشوند ، منزل كنند .
پريروز تلگرافات به « تهران » و « همدان » كردم و هنوز جواب نرسيده [ و ] از اين جهت ، خيلى پريشانم . معلوم مىشود وضع اداره « تلگرافخانه » هم « غير منظم » است .
4 شبانهروز است چنان باران شديد در « رشت » مىآيد كه رفتن بيرون ، خيلى دشوار است . از « رطوبت هوا » ، پناه بر خدا .
معطلى در « رشت » و « بىپولى » از همه سختتر [ است ] .
يكشنبه ، 23 ربيع الثانى [ 1316 ه . ق . ] ، دهم سپتامبر 1898 مسيحى
دو ساعت به غروب مانده ، الحمد للّه از « رشت » روبه « همدان » روانه شدم . دو نفر همشهرى ، همسفر هستند ، كه اسم يكى از آنها « ميرزا يحيى همدانى » ، غلام « بانك شاهنشاهى » است .
سركار « ميرزا جواد خان » ، كمال « مهربانى » و « همراهى » در راه انداختن من نمودند ، و خيلى ممنون شدم ؛ ولى در اين پنج شش روز توقف [ در ] « رشت » ، على الاتصال باران مىآمد [ و ] از منزل نتوانستم حركت كنم .
منزل هم « نامناسب » و اطفال چند بود كه هميشه « گريه » و « داد » و « قال »
هامش
( 1 ) . حصه( hesse )، نصيب ، بهره ، برخه .