عبور از « پل » چنان باد تند و شديد مىوزيد ، كم مانده بود « مال » و « آدم » را به « رودخانه » بيندازد .
بعد از ورود به « منجيل » ، دو سه كاغذ به « تهران » و « همدان » نوشته ، به رئيس « پست خانه » دادم ، پست كند .
از « رستمآباد » تا « منجيل » ، 5 فرسنگ است .
پنجشنبه ، 27 ربيع الثانى [ 1316 ه . ق . ]
امروز مكارى در « منجيل » لنگ كرد . من و همراهان هم لاعلاج مانديم . رئيس « پستخانه » منجيل هم به ديدن آمد . ملاقات و صحبت شد . باد « منجيل » ، حالا كه قبل از ظهر است ، ايستاده .
در هرحال ، « منجيل » جاى خوبى نيست . منزل ما هم در « چاپارخانه » است . دو روز در اينجا معطل شديم .
جمعه ، 28 ربيع الثانى [ 1316 ه . ق . ]
3 ساعت از نصف گذشته ، مكارى آمد [ و ] خبر كرد ، يعنى از خواب بيدار نمود ، كه حاضر [ به ] رفتن بشويد . اسبابها را جمع ، و خود را حاضر كرده ، 2 ساعت قبل از طلوع صبح ، از « منجيل » روانه شديم .
[ خرزويل ]
« خرزويل « 5 » » هم دهى است بالاى « منجيل » ، كه رئيس راهسازها ، كه اهل « روس » هستند ، منزلشان را [ در ] آنجا قرار دادهاند .
خلاصه ، بسكه راه ميان « منجيل » « بد » و « سنگلاخ » و « جوب آب » بود ، اسب من توى « جوب » رفت و نتوانست بيرون بيايد [ و ] به پشت افتاد و مرا به زمين زد . دست راست و پاى چپ و چهاربند من به زمين خورد . و خداوند تفضل فرمود كه آسيبى
هامش
- رودبار به قزوين ، كه در زمينلرزه 31 خرداد 1369 ه . ق . بهطور كامل ويران شد . در آبانماه 1385 ه . ش .
4452 خانوار و 179 ، 17 نفر جمعيت داشته است .
. « پلى است از سنگ و آجر كه بانى كاروانسراى پاچنار ساخته است . كنار رودخانه همه جا نيزار و بعضى جاها درخت و جنگل است . آبادى منجيل نزديك رودخانه واقع است . ملك طايفه عمارلو و محل زراعت است . باغستان مختصرى دارد و اكثر اشجارش زيتون است . بيشتر اوقات در اين محال باد مىوزد . » ( سفرنامه سيف الدوله ، 33 ) .
( 5 ) . خرزويل( Xarzavil )، كه امروزه هرزهويل( Harzevil )ناميده شده و شهركى است از توابع بخش مركزى شهرستان رودبار استان گيلان ، در 5 / 6 كيلومترى اين شهر و در ارتفاع 550 مترى از سطح دريا .
( فرهنگ گيتاشناسى ، 3 / 1323 )