تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى ) — صفحة 173

مساهمون:

ص١٧٣
از دريا مسافت است . نزديك غروب از اين كشتى به كشتى ديگر - كه به « انزلى » مىرود - نقل كردم . ساعت 11 شب ، كشتى از اين‌جا براى « انزلى » حركت خواهد كرد . سركار « ميرزا عبد الله خان نواب رشتى » ، كارگزار دولت « روس » و مستأجر « شيلات رشت » هم به اين كشتى آمد [ و ] ملاقات شد . ايشان هم به « انزلى » مىروند . زبان « روسى » را با « روس‌ها » روان حرف مىزد . « كربلائى محمد تقى تاجر » پسر « حاجى ابراهيم رشتى » هم به كشتى آمد . با « ميرزا عبد الله خان نواب » آشنايى داشت . ملاقات و صحبت شد . سنّا « جوان » و « آدم خوبى » به نظر آمد . « ميرزا عبد الله خان » ريش مىتراشد و سبيل‌هاى بلندى دارد . سنّا قريب [ به ] 50 به نظر آمد .

دوشنبه ، پنجم سپتامبر 1898 [ م . ، 18 ربيع الثانى 1316 ه . ق . ]

ديشب ، ساعت 11 ، كشتى از « بادكوبه » حركت كرد . اين كشتى خيلى « محقّر » و مسافر هم در « قمرهء اول » ، به جز « ميرزا عبد الله خان نواب » و من ، كسى نبود . يك اتاق ( سالون ) غذاخورى در فوقانى و 3 اتاق در تحتانى ، كه هر اتاقى جاى 4 نفر باشد ، دارد . به‌هرحال كشتى در « آستارا » « 1 » و « لنكران » « 2 » ، تقريبا 5 ساعت لنگر انداخت . الان كه صبح سه‌شنبه ، ششم سپتامبر است ، كشتى نزديك به « انزلى » شده [ و ] ان شاء الله به ساحل خواهيم رسيد .

سه‌شنبه ، 6 سپتامبر 1898 [ م . ، مطابق 18 ربيع الثانى 1316 ه . ق . ]

[ بندر انزلى ]

بعد از فضل الهى ، « درياى خزر » در كمال آرامى بود . با جناب « ميرزا عبد الله خان
هامش
( 1 ) . آستارا( Astara )، بندر كوچكى در جنوب جمهورى آذربايجان و در مقابل شهرى به همين نام در استان گيلان ايران قرار دارد . آستارا به موجب عهدنامه گلستان در سال 1228 ه . ق . / 1811 م . ميان ايران و روسيه به دو قسمت تقسيم شد . قسمتى از اين شهر كه در شمال رودخانه آستارا مىباشد ، امروزه جزء جمهورى آذربايجان مىباشد . ( 2 ) . لنكران( Lankaran )، شهر و بندرى كوچك در كنار درياى خزر و مركز استانى به همين نام در جمهورى آذربايجان . « آبادى خود لنكران خارج اين قلعه با قدرى فاصله است . اهلش سنى ، شيعه ، نصارا و يهودند . جاى آبادى است ، ولى ادبار و كثيف . كوچه‌ها پراز گل است . بازار نجسى دارد . . . بيشتر مردمش طالشىاند . به حسب صورت بد نيستند ، ولى مردمش از دل دور و بسيار بىمهرند . اكثر زبان روس مىدانند . به تركى و فارسى هم تكلم مىكنند . » ( سفرنامه سيف الدوله ، 48 ) .
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى ) — صفحة 173 | هارون وهومن