( يونان ) و « فرانسه » و « تركى عثمانى » [ را ] بلد است [ و ] « انگليسى » هم زبان خودش است .
از قرار معلوم ، بايد سه چهار روز در اينجا معطل كشتى شد ، كه به « انزلى » برود .
مسلما به چندين ملاحظات « خوش » نخواهد گذشت ، تا « تقدير » چه باشد . « 1 »
پنجشنبه « 2 » ، اول سپتامبر 1898 [ م . ]
است . امروز و فردا را براى آمدن كشتى معطل خواهم بود . روز شنبه ، كه پس فردا باشد ، مىگويند كشتى « پست » خواهد آمد . از اينجا به « بادكوبه » و از « بادكوبه » به « انزلى » خواهد رفت .
اين « هوتل اروپ » واقعه در « پطرافسك » ، به حساب ، مهمانخانهء خوب اينجا است و از بعضى جهات « ناقص » و « ناتميز » است ، ولى محلش خوب و [ در ] كنار دريا واقع است . و كلّيتا در « روسيه » ، بالنّسبه ساير ولايات « فرنگ » ، مهمانخانهها « 3 » « كثيف » است ، خصوصا « مبال » ها [ ي ] شان و خدمتكاران مهمانخانههاى « 4 » « روسيه » ، عموما در انجام فرمان ، خيلى « سنگين » و « ديرحركت » هستند .
هروقت انسان يك چيزى مىخواهد بياورند ، جواب مىگويند : « سيچاس » ، يعنى : « همين دقيقه ، همين حالا » . بعد از يك ساعت معطلى و انتظار ، اگر همان چيز را آدم بخواهد و بگويد : « چطور شد ؟ » باز با تأمل جواب مىگويند : « سيچاس » .
جوابشان ، هميشه « سيچاس » است .
از الفاظ « روسى » چند كلمه [ اى ] در « پطراوسك » ياد گرفتم ، و اين كلمات است :
[ 1 ] « سيچاس » ، يعنى « همين دقيقه » .
[ 2 ] « نيچيوا » ، يعنى « عيب ندارد » .
[ 3 ] « دا » ، به معنى « بلى » .
[ 4 ] « خرشو » ، يعنى « خيلى خوب » .
در اين چند روز ايام توقف « پطراوسك » ، يك نفر « انگليسى » ، « مستر ليستر » نام ، كه از جانب كمپانى « تجارت نفت » در اينجا « كارگزار » است ، با من آشنا شد . « روسى » را هم خوب حرف مىزند .
جمعه ، دويم سپتامبر 1898 مسيحى ، 15 ربيع الثانى 1316 هجرى
هامش
( 1 ) . اين جمله ( از مسلما تا باشد ) پس از « انزلى خواهد رفت » تكرار مىشود .
( 2 ) - بالاى آن آمده است : « روزنامه پنجشنبه ، اول سپتامبر 1898 مسيحى و 14 ربيع الثانى 1316 هجرى ، در خاك روسيه » .
( 3 ) . در اصل : مهمانخانها
( 4 ) . در اصل : مهمانخانهاى