تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى ) — صفحة 172

مساهمون:

ص١٧٢

شنبه ، سيم سپتامبر 1898 [ م . ، 16 ربيع الثانى [ 1316 ه . ق . ]

يك ساعت بعد از ظهر ، پس از دادن حساب « هوتل‌چى » و انعام « خدمتكاران » ، به عون الله ، از مهمان‌خانهء « پطروفسك » به كشتى آمدم ، و بليت يكسره از اين‌جا به « انزلى » گرفته شد . درجهء اول 25 « روبل » و 40 « كوپك » « 1 » كرايه و با خوراك . « مستر پنكى » ، در گرفتن بليت براى كشتى خيلى همراهى كرد و زحمت كشيد ، زيرا كه در كشتى جا نمانده و پر شده بود از مسافر . در اين كشتى ، اين‌قدر جمعيت زياد است . مرد و زن ، كوچك و بزرگ ، كه سطحهء آن پراز مردم و حركت نمىشود كرد . خرجى من هم ته كشيده [ و ] متوكلا على اللّه مىروم . كشتى ، ساعت 4 بعد از ظهر ، از « پطرافسك » براى « بادكوبه » حركت كرد .

يك‌شنبه ، 4 سپتامبر 1898 [ م . ، 17 ربيع الثانى 1316 ه . ق . ]

الان كشتى در سير است و 4 [ ساعت ] به ظهر مانده . تا حال دريا « آرام » و كشتى « راحت » مىرود . حال من ديشب خيلى بد بود . متصل عرق مىكردم ، و تمام بدنم مثل اين‌كه كوبيده‌اند ، درد مىكرد . علامت « زكام » و « سرماخوردگى » پيدا [ است ] . الان هم حال ندارم و بسيار كسلم . باز عرق دارم . مىگويند امروز تا غروب ، كشتى به « بادكوبه » خواهد رسيد . اغلب مردمان اين صفحات ، مسلمان « شيعه » و اهل « قفقازيه » و « ترك » زبانند . « آذربايجانى » هم پيدا مىشود ؛ و همه به حال « ايران » و « ايرانىها » تأسف مىخورند [ و ] مىگويند حيف از استعداد « مملكت » و هوش اهل « ايران » ، كه در همه‌چيز از سايرين خيلى عقب مانده [ است ] .

[ باكو ]

ساعت 4 عصر يك‌شنبه ، كشتى به سلامت به « بادكوبه » « 2 » رسيد . بايد اين‌جا كشتى را عوض كرده ، با جهاز ديگر به « انزلى » رفت . از « پطرافسك » تا « بادكوبه » 24 ساعت
هامش
( 1 ) . كپك( Kopak )كه در زبان روسىKopeikگفته مىشود ، نام مسكوك خرد معمول در روسيه تزارى بوده است . ( 2 ) . باكو( Baku )يا( Baky )، پايتخت جمهورى نوبنياد آذربايجان( Azerbaijan )، كه در شبه‌جزيرهAbseronو در كنار درياى خزر واقع شده است . در دوران صفويه تا قاجاريه و در متون ايرانى ، به بادكوبه يا باكويه ( بادكويه ) شهرت داشته و در سال 2003 م . 800 ، 839 ، 1 نفر جمعيت داشته است .