شوهر پير « ادبير « 1 » » ، در يك « استاسيون » بيرون رفته ، يك جفت زن و مرد جوان ، كه حركات عشقبازى از آنها ظاهر بود ، به جاى آن زن و شوهر پير آمدند و مشغول « شوخى » و « عشقبازى » شدند ، بهطورىكه « پسر » براى « دختر » غش مىكرد .
خالى از « سياحت » نبود .
چهارشنبه ، 31 آگست 1898 [ م . ، 11 ربيع الثانى 1316 ه . ق . ]
ساعت 8 صبح ( 4 به ظهر مانده ) ، در يك استاسيون ، باز « واگون » عوض شد . از [ اين ] « واگون » به « واگون » ديگر نقل كرده ، الان « ترن « 2 » » به طرف « پطروفسك » مىرود .
از « طول راه » و مكرر عوض كردن واگون » خسته شدم . بيشتر از ندانستن زبان « روسى » دلتنگم .
ان شاء الله فردا سفر با « واگون » به آخر خواهد رسيد .
در اين اتاق « واگون » كه من هستم ، يك زن با سه چهار « بچه » و يك زن ديگر با يك « طفل » هستند . از جيقوجوق ( زيقوزاق ) اطفال ، حوصله [ ام ] سرآمده [ است ] . بااينحال ، شاكرم و صابر .
3 ساعت به غروب مانده ، « ترن » « 3 » به « پطروفسك » « 4 » رسيد .
من با درشكهء كرايه [ اى ] به مهمانخانهء « هوتل اروپ » آمده ، منزل گرفتم .
شهر « پطروفسك » در كنار « درياى خزر » واقع شده [ و ] پر بىصفا نيست .
« باغ ملتى » هم نزديك اين « هوتل » است . شب ، چراغها در باغ روشن [ كرده ] و « موزيك نظامى » مىنوازند . مردم از هر قبيل گردش مىكنند ؛ اگرچه بعد از « لندن » و « برلن » اين قسم جاها در نظر جلوه ندارد .
يك نفر جوان « انگليسى » هم در اين « هوتل » منزل دارد . جوان بامحبتى است .
ساعتى با او « انگليسى » صحبت شد .
از قرارى كه مذكور داشت ، از جانب يك « كمپانى » براى تفتيش « معدن نفت » و غيره [ به ] آنجا آمده و « معدنشناس » و « جغرافىدان » است . زبان « روسى » و « گريك » « 5 »
هامش
( 1 ) . ادبير( edbir )، منحوس ، بدبخت .
( 2 ) . در اصل : ترين
( 3 ) . در اصل : ترين
( 4 ) . پطروسك( Petrovskoye )كه امروزه ماخاچكالا( Makhachkala )ناميده شده و شهرى است در كنار درياى خزر و مركز جمهورى خودمختار داغستان( Dagestan )روسيه . اين شهر در سال 1844 م . توسط « پتراول » بنا نهاده شد و پتروسكوى يا پتروسك( Petrovsk )نام گرفت . در سال 2002 م . 800 ، 866 نفر جمعيت داشته است .
( 5 ) .Greece ( Greek ).