كدام راه بايد به « ايران » بروم و « بليت » بگيرم .
از « برلين » تا « وارشو » با معطلى « ترن « 1 » » در « الكساندروف » و استاسيونهاى ديگر ، تخمينا 13 ساعت شد .
بعد ، براى راهنمايى و پيدا كردن همزبان ، « درشكه » كرايه كرده ، به منزل « قونسول ايران » رفتم . خود « قونسول » نبود ، گفتند [ به ] خارج شهر رفته [ است ] .
اگر هم مىبود ، زبان « فارسى » نمىدانستند ، زيرا كه اين قبيل « قونسولها » ، در هر ولايتى كه اسمشان را « قونسول ايران » گذاشتهاند ، از اهل متمول همان ولايت هستند و از طبقهء « تجار » ند ؛ منتها پولى به « وزيرمختار دولت عليهء ايران » مىدهند و « قونسول » مىشوند و يك نفر « فارسىدان » هم در دستگاهشان پيدا نمىشود .
ابدا اين قسم « قونسول » ها ، نه به كار « ايران » مىخورند و نه به كار « ايرانى » ، چنانكه در « كراچى » و غيره ، مكرر همينجور « قونسولها » [ را ] ديدم .
بههرصورت ، يك نفر از آنجا [ را ] همراه برداشته ، به يك دكان تجارتى رفتم ، كه از تجّار تفليسى ايرانىدان پيدا كنم . آنجا هم يك نفر بود [ كه ] تركى قفقازى ، مختصر مىدانست و به كار من نخورد .
به « هوتل » برگشتم . يك نفر پيرمرد « ماكماهون « 2 » » نام ، كه « انگليسى » زبان مىدانست ، پيدا شده ، براى من يك فرج از شدتى شد .
هرچه مىخواستيم ، از او پرسيدم . او گفت : « ميرزا ملكم خان » و « حكيم تولوزان « 3 » » مرا مىشناسند و به آنها خدمت كردهام ، و در خدمت شما هم حاضرم .
بههرحال ، با « ماكماهون » به « رستوران » رفته ، غذا صرف نموده ؛ بعد ، رفتيم به جايى كه بليت راهآهن به « پطراوسك » مىفروشند . بعضى تحقيقات كرده ، قدرى آسوده شدم .
از « ماكماهون » ، از وضع « وارشو » پرسيدم ، گفت : « وارشو » ، شهر قديم و پاىتخت ولايت « پولند » « 4 » است ، و اهالى اين شهر و ولايات توابع آن ، همه [ به ] زبان « پوليش »
هامش
.Hotel Europa( 1 ) . در اصل : ترين
( 2 ) .Mc Mahon.
( 3 ) . طولوزان ، كه در اصل ژوزف تولوزان نام داشت . اين پزشك فرانسوى به درخواست ناصر الدين شاه قاجار به ايران اعزام شد و طبيب مخصوص وى گرديد .
( 4 ) . پولند( Poland )، نام كشور لهستان است كه در زبان لهستانى( Polish )به شكلRzeczpospolita