در دو سه نقطه هم موزيك مىنواختند ، و چندينجا هم « رستوران » ، جاى آشاميدن و خوردن ، مهيّا بود .
اين باغ ، محل « تفرّج » و « تفنّن » عمومى اهالى « برلين » است . پول دخول اين باغ ، نيم « مارك » پول « آلمان » است ، كه به پول ايران يك « ريال » مىشود .
ساعت 5 / 7 شب ، با آقاى « دبير الممالك » وداع كرده ، از « برلين » با « ترن « 1 » » روانه « وارشو » شدم .
تقريبا 3 ساعت از نصف شب گذشته « ترن « 2 » » ( كالسكه بخار [ يا ] قطار راهآهن ) به به « الكساندروف « 3 » » ، سرحدّ « روسيه » رسيد . شب را خواب نكرده ، با حال كسل ، گرفتار گمركخانه « روسيه » شدم .
واقعا براى مسافرين ورود به خاك « روسيه » و گذراندن اسباب سفر ، از قبيل « صندوق » و « كيف » ، از گمركخانه ، زحمت فوق العاده [ اى ] دارد ؛ [ و ] مثل روز قيامت وانفسا است . حقيقتا اجزاء گمركخانه « روسيه » ، به مسافر خيلى زحمت مىدهند ، در ديدن اسباب و « پاسبرد « 4 » » ( تذكره ) .
از « برلين » تا « الكساندروف » ، ترن « 5 » تقريبا در 7 ساعت آمد . الان كه قريب [ به ] 4 ساعت از نصف شب گذشته ، تازه از گير گمركچىهاى « روس » خلاص شده ، به « واگون » ( قطار راهآهن ) آمده ، و منتظر حركت « ترن « 6 » » هستيم ، كه به « وارشو » « 7 » برود .
سفر در هر خاك كه باشد ، خالى از زحمت نيست ، اگرچه در خاك « فرنگستان » و « ينگى دنيا » باشد ؛ در خاك « ايران » و « مشرقزمين » ، پناه بر خدا .
ساعت 4 از نصف شب گذشته ، « ترن » از « الكساندروف » راه افتاد .
جمعه ، 26 آگست 1898 مسيحى ، 7 ربيع الثانى 1316 [ ه . ق . ]
ساعت 5 / 8 صبح ، كه 3 ساعت و نيم به ظهر مانده باشد ، « ترن » « 8 » به شهر « وارشو » رسيد ، و من هيچ زبان « روسى » نمىدانم . كار از اين جهت قدرى سخت است .
عجالتا در « هوتل يوروپ « 9 » » طبقهء سيّم منزل كرده ، و بايد در اينجا معين كنم كه از
هامش
( 1 ) . در اصل : ترين
( 2 ) . در اصل : ترين
( 3 ) .Alexandrov.
( 4 ) . پاسپورت( Posport )، گذرنامه ، تذكره عبور .
( 5 ) . در اصل : ترن
( 6 ) . در اصل : ترين
( 7 ) . وارشو يا ورشو( Warsaw )، پايتخت جمهورى لهستان( Poland )كه در لهستانىWarszawaخوانده مىشود و در كنار رود ويسلاwisla )يا( Vistulaقرار گرفته است . اين شهر در سال 2005 م . 600 ، 687 ، 1 نفر جمعيت داشته است .
( 8 ) . در اصل : ترين