دوشنبه ، 22 آگست 1898 [ م . ] ، چهارم ربيع الثانى 1316 [ ه . ق . ]
ساعت 9 [ صبح ] ، به شهر « كوخ « 1 » » - سرحدّ خاك آلمان - رسيديم . اسباب و صندوق مسافران را به « گمركخانه » برده [ و ] ديدند و نشان نمودند ، و خيلى سهل بازديد كرده ، پر اسباب زحمت نشدند .
ناهار در اتاق سالون « 2 » ( اتاق غذاخورى ) صرف شد . كلاه سفرى من در « اتاق سالون « 3 » » ماند .
به اتاق خودم آمدم ، وقتىكه ملتفت شدم ، رفتم [ تا ] كلاه را بياورم ، ديدم « اتاق سالون « 4 » » از قطار كالسكه راهآهن جدا شده [ و ] رفته [ است ] .
تفصيل را به توسط هممنزل خود به « كنداكتر » « 5 » اطلاع دادم [ تا ] در « برلين » در فلان « مهمانخانه » ، كلاه را براى من بفرستد . نمىدانم خواهد فرستاد يا نه .
ساعت 7 شب ، كه 7 از ظهر گذشته باشد ، وقت مغرب ، به شهر « برلين » ، پاىتخت « آلمان » رسيده ، در مهمانخانه ( هوتل ) موسوم به « مونىپول » منزل گرفتم . اين هوتل خيلى معتبر و نزديك به « استاسيون راهآهن » است .
يك اتاق خواب را هريك شبى به 3 مارك و نيم ( اسم پول آلمان ) ، كه معادل 3 شلينگ و نيم ( يك تومان ايرانى ) است ، كرايه كردم . پول شام يك نفرى را 5 « مارك » گرفتند ، كه 15 قران [ مىشود ] .
از « لندن » تا « برلين » 652 « ميل » مسافت و 22 ساعت راه است .
شهر « برلين » خيلى آباد و پاكيزه [ و ] مردمانش با تعارف [ هستند ] . پليس و سربازهاى رشيد ، منقّح ، خوشلباس [ و ] باهيبت دارد . صنايع آلمانىها هم از دول همسايهشان پستتر نيست . و روزبهروز ، روبه آبادى است .
سهشنبه ، 23 آگست 1898 [ م . ] ، پنجم ربيع الثانى 1316 [ ه . ق . ]
بعضى كاغذها به « لندن » و به « نادعلى خان » اخوى ، به « تهران » نوشتم . بعد ، به سفارتخانه دولت عليه « ايران » رفتم . جناب « ميرزا رضا خان مؤيد السلطنه « 6 » » ، وزير
هامش
( 1 ) . كوخ يا گوخ( Goch )شهر كوچك مرزى آلمان و هلند ، كه در شمال غرب دويسبورگ( Duisburg )بوده و از توابع ايالت راين - وست فالياى شمالى است .
( 2 ) . در اصل : صالون
( 3 ) . در اصل : صالون
( 4 ) . در اصل : صالون
( 5 ) . كنداكتور( Conductor )، مأمور قطار ، كمك راننده .
( 6 ) . ميرزا رضا خان مؤيد السلطنه يا مؤيد الدوله فرزند حاج ميرزا حسين خان گرانمايه سرابى ، در تبريز متولد شد و در تهران و پاريس درس خواند . تحصيلات خود را تا پايان مقطع دكتراى حقوق ادامه داد و در