جمعه ، دهم جون 1898 [ م . ] ، 21 محرم 1316 [ ه . ق . ]
جناب « نواب ميرزا حسن على خان » ، بنده و آقاى « حسين قلى خان » را به صرف شام دعوت نموده [ است ] .
بعد از شام ، در مهمانخانهء « تروكدرو » ، به عمارت « كونيزحال « 1 » » به تماشا بردند ، كه در آنجا « ساز » و « آواز » و « رقص » بود .
و نجباى خانمها ، با لباسهاى گوناگون ، « گل » و « سيگار » و « شيرينى » به اهل مجلس مىفروختند ، و حاصل آنچه مىفروختند و پول بليت دخول اين عمارت را صرف يك بيمارخانه خواهند كرد . اين هم يك قسم « اعانات » و « خيرات » اين مملكت است ، كه هم « ثواب » مىبرند و هم « حظّ » و « لذّت » تحصيل مىكنند .
جمعه ، 28 محرم [ 1316 ه . ق . ]
خدمت جناب « علاء الملك » وزيرمختار ، رسيدم . دو تلگراف از حضرت « سردار اكرم » ، والى « عربستان » براى من رسيده بود . بعد از تبريك لقب بنده ، در مراجعت من به « ايران » مخابره فرموده بودند .
از قرارى كه جناب « علاء السلطنه » و « وزارت ماليه ايران » را به حضرت اجل « نظام السلطنه » و « وزارت داخله » را به جناب اجل آقاى « امين الملك » مرحمت فرمودهاند .
شنبه ، 29 محرم 1316 [ ه . ق . ] 18 جون 1898 [ م . ]
شام [ را ] منزل آقاى « حسين آقا اعتماد التجار » موعود بودم . از آنجا با « آقا جواد آقا » به « اكسبيشن « 2 » » به « ارلز كارت » رفتيم . و به « چرخ بزرگ » ، كه 100 ذرع ارتفاع دارد و اتاقهاى چند در آن چرخ تعبيه كردهاند ، كه مردم به اتاقها مىروند [ و ] مىنشينند و بعد ، چرخ را حركت مىدهند .
نشستيم [ و ] چرخ حركت كرد ، بدون اينكه به انسان كه در اتاقها است ، حركت معلوم بشود ، چرخ دور زد [ و ] تمام شهر « لندن » و چراغهاى كوچهها « 3 » و خيابانها و خانهها « 4 » نمايان بود .
خيلى صفا داشت و جلوه نمود .
هامش
( 1 ) .Queens Hall.
( 2 ) . اكسبيشن( exhibition )، نمايشگاه .
( 3 ) . در اصل : كوچها
( 4 ) . در اصل : خانها