در مقابل تقديرات الهى و قضاى آسمانى ، تدبير هيچ عاقل و صنعت هيچ صنعتگرى مفيد نيست . هرچه حكم و قضاى آسمانى است ، بىترديد همان صورتپذير خواهد بود .
اواسط جولاى ، مبلغ 1000 « ليرهء انگليس » از « بانك انگلند » ، با آن « استحكام » و « انضباط » يك مرد دزد طرّارى ، چنان دزديد ، كه همهء اجزاء « بانك » و هركس كه شنيد تعجب كرد .
سهشنبه ، 26 جولاى [ 1898 م . ] ، مطابق ششم ربيع الاول 1316 [ ه . ق . ]
ديشب در سفارت سنيه دولت عليّه ، مهمان بودم . جناب « علاء السلطنه » ، وزير مختار ، جناب « آقا خان » ، نوادهء مرحوم « آقا خان محلاتى » را دعوت نموده بودند .
سركار « نواب ميرزا حسن على خان » هم حضور داشتند . آقاى « حسين قلى خان » ، نايب سفارت و « ميرزا عبد الغفار خان » منشىباشى و « آقا محمد صادق تاجر كاشانى » هم بودند .
غذاى ايرانى خيلى مأكولى از « چلاو » و « خورش بادنجان » و « باقلا » ترتيب داده بودند . شب ، خوش گذشت . صحبت مجلس هم از « مذاهب » و « ملل » مختلفهء دنيا بود و از ترقّى و تنزّل ممالك شرق و غرب .
چهارشنبه ، 27 جولاى 1898 مسيحى ، هفتم ربيع الاول 1316 [ ه . ق . ]
جناب آقاى « ساعد السلطنه » ، از مدرسهء « ايست بورن » مراجعت به لندن نمودند . و كاغذهاى مفصل از « ايران » از حضرت « سردار اكرم » ، والى « عربستان » و « محمد حسن خان سرهنگ » اخوى از « همدان » و « تقى خان » از « خراسان » و « نادعلى خان » از « تهران » رسيد .
من هم اين روزها مصمم حركت به « ايران » هستم .
سركاران « حسين قلى خان » ، نايب سفارت و آقاى « ميرزا عبد الغفار خان « 1 » » منشىباشى و « ميرزا عيسى خان » پسر « ميرزا جواد خان رشتى » و « ميرزا عبد الحميد » برادر دكتر « خليل خان » و آقاى « حسن آقا اعتماد التجار » و « جواد آقا » به ديدن جناب آقاى « ساعد السلطنه » و بنده آمدند .
يكشنبه ، 31 جولاى [ 1898 م . ]
خبر فوت « پرنس بيسمارك » « 2 » معروف ، كه اول شخص ديپلومات دنيا معدود
هامش
( 1 ) . در اصل : غفار
( 2 ) . پرنس اوتوفون ادوارد بيسمارك( Otto von E . Bismark )سياستمدار پروسى - آلمانى( Prusso - German )كه در سال 1863 م . صدر اعظم ويلهم اول گرديد و از بانيان وحدت آلمان بود . وى